چهارشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۹

تجمع حقوقدانان مستقل عراق با 12هزار حقوقدان، از گزارش بان كىمون در مورد اشرف استقبال كرد

تجمع حقوقدانان مستقل عراق با 12هزار حقوقدان، از گزارش بان كىمون در مورد اشرف استقبال كرد

گزارش دبيركل ملل متحد در باره اشرف
گزارش دبيركل ملل متحد در باره اشرف

تجمع حقوقدانان مستقل عراق، بهنمايندگى از طرف 12000 وكيل و حقوقدان عراقى طى نامهيى به دبيركل سازمان مللمتحد از گزارش ماه «مى» بان كىمون دبيركل سازمان مللمتحد در رابطه با قطعنامه 1883 (2009) تقدير كرد. ، قطعنامه‌اى كه شامل مجموعه‌اى از اقدامات حقوقى براى حفاظت ساكنان اشرف مىباشد.

در قسمتى از اين نامه آمده است: اين گزارش موضع مسؤليت شما را از نظر بينالمللى در رابطه با قرارگاه اشرف، از كانال يونامى نشان مى‌دهد. در شرايطى كه ما اين مسؤليت بينالمللى را ارج مى‌نهيم به شما تأكيد مى‌كنيم كه محقق كردن اين رهنمودها و دستورالعملها ضرورى و الزام‌آور است زيرا كه بر اساس قطعنامه شوراى امنيت مى‌باشد.

در قسمت ديگرى از اين نامه آمده است: ادامه دولت عراق بر ايجاد محدوديتها و نفض حقوقبشر در حق ساكنان اشرف و به‌ويژه نمايشى كه به اسم خانواده‌ها به اجرا در آورده چيزى نيست بجز نمايشى كه توسط ارگانهاى وزارت اطلاعات رژيم ايران با همكارى دولت عراق صحنهسازى مى‌شود كه خود يك نقض بزرگ حقوق بينالمللى ساكنان اشرف است. بنابراين تجمع ما از شما مى‌خواهد كه حفاظت ساكنان اشرف را از نيروهاى عراقى به نيروهاى سازمان مللمتحد منتقل نمائيد و تا تشكيل يك حكومت ملى و غير فرقهگرا در عراق، بايد نيروهاى آمريكايى حفاظت كمپ اشرف را برعهده بگيرند زيرا تابحال ثابت شده است كه دولت طائفى نورى مالكى قصد حفاظت از ساكنان اشرف را ندارد و علاوه برآن از توان و صلاحيت اين كار را نيز ندارد.

پوشش زنان ابزار سرکوب در هر تند پبچ بحران


سید مرتضی نبوی:بعضی از دوستان نزدیكمان با صراحت می‌گویند ما بریده‌ایم! - مهدی سامع

یادداشت سیاسی نبرد خلق شماره 299 اول خرداد 1389

گزیده هایی از مطالب نبردخلق شماره 299 در همین ستون بخوانید

فراسوی خبر... 5 خرداد

پوشش زنان ابزار سرکوب در هر تند پبچ بحران

زینت میرهاشمی

پوشش زنان، بعد از سه دهه از عمر رژیم، همچنان موضوع هیجانی ملاهای نماز جمعه ها و پایوران رژیم است. فریادهای واویلای مصیبت «بد حجابی زنان» آنقدر دلخراش است که گویا زنان با پوششی که اجبارات زیاد برای آنها دارد، قلب و روح مرتجعان را آزار داده و جامعه تسخیر کرده و درهای جهنمی پر از آتش را برابر پیروان ولی فقیه باز کرده اند. وقتی پوشش زنان زمین لرزه می آفریند پس قادر است کلید وعده داده شده خمینی برای ورود به بهشت را از آنها برباید و وعده گاه آنان را در جهنم قرار دهد. این گونه پوشش برای زن در حالی اجباری می شود که تجاوز به زن در زندانها از طرف ملایان مشروع جلوه داده می شود.

اندیشه بینادگرایان اسلامی به بدن زن، همچون نگاه به غنایم جنگی و عمیقا حقیرانه است. مرتجعان حاکم بر ایران هر روز به حیثیت زنان تجاوز می کند. عمل صیغه نوعی استفاده جنسی و فروش بدن زن است که از برکت جمهوری اسلامی تبدیل به امری رایج شده است. در جایی که مرد رئیس خانواده و مالک بدن زن است و در شرایطی که خانواده تحت امر مرد سلول اصلی جامعه و مقدس است و زن به دلیل تخلف از قانون شرع و سنتها سنگسار می شود، تسلط بر زنان از ارکان پایه ای قدرت حکومتی محسوب می شود.

رژیم ولایت فقیه هر گاه که در سوراخی پایش گیر می کند و دچار بحران می شود از کانونی ترین نقطه برای به هیجان آوردن بخشهای ارتجاعی جامعه و منحرف کردن افکار جامعه استفاده می کند. این کانونی ترین و یا هیجاننده ترین و یا متحد کننده ترین بخشهای ارتجاعی جامعه همانا پدیده ای به نام زن است که در همه جا یافت می شود. از خانه آخوندها و امامان نماز جمعه ها، تا کارخانه و اداره و مدرسه و دانشگاه، زن موجودی است که در همه جا وجود دارد و می خواهد خود را در قامت یک انسان به نمایش بگذارد. از بیداری آن می هراسند. به همین دلیل است که مرتجع معروف علم الهدی زنان را پیاده نظام استکبار و خاکریز دشمن معرفی کرده است. این روزها بیانیه های مختلف در رابطه با شکل حجاب در دانشگاهها و مشاغل آزاد داده شده است. طرح «حجاب و عفاف» به مرحله اجرا گذاشته شده است. تریبون نماز جمعه ها تبدیل به مکانی برای تولید خشونت علیه زنان شده است.

شرکت گسترده و چشمگیر زنان در خیزشهای یک سال اخیر و همچنین حضور زنان در زندانها و شکنجه ها بار دیگر زنان را به عنوان «زن» در برابر رژیم قرار می دهد. طرحهای سرکوبگرانه در مورد زنان در ادامه تهدیدهای نیروهای اتتظامی و سرکردگان سپاه پاسداران در رابطه با گردهمایی اعتراضی مردمی در سالگرد قیام است. پیوند جنبش برابری طلبانه زنان با جنبش آزادیخواهانه بیشماران، و نقش ویژه زنان در ساماندهی حرکتهای اعتراضی به مذاق ملاها خوش نیامده و صدای خرد شدن استخوانهای نظام به گوش آنها رسیده است.

این بیانیه های تند در شرایطی داده می شود که جنبش مردمی با مشخصه زنانه بودن آن دست از سر رژیم بر نداشته و قصد ندارد نیمه راه بایستد. طرح حجاب و دادن آئینامه های پوشش اجباری برای دانشجویان و گرفتن جریمه نقدی از «بدحجابان» وسیله ای برای دور زدن مساله اصلی یعنی سرنگونی است. این وسیله سرکوب در شرایط فعلی هیچ کارایی نخواهد داشت.

شنبه، خرداد ۰۱، ۱۳۸۹

آسوشيتد پرس:
كامرون و ساركوزى: تحريمهاى سريعتر و شديدتر عليه رژيم ايران ضرورى است

نيكلا ساركوزي- ديويد كامرون
نيكلا ساركوزي- ديويد كامرون

ديويد كامرون نخستوزير انگلستان در ديدار با رئيسجمهور فرانسه بر تشديد تحريمها عليه رژيم ايران تأكيد كرد.
خبرگزارى آسوشيتدپرس گفت: ديويد كامرون و نيكلا ساركوزى گفتند، آنها بر ضرورت تحريمهاى سريعتر و شديدتر عليه رژيم ايران، در صورتيكه اين رژيم به توليد برنامه مشكوك تسليحات اتمى ادامه دهد، موافق هستند.

اعتراف به تکثیر مرتضوی و رادان در زندانها


فراسوی خبر... 1 خرداد

اعتراف به تکثیر مرتضوی و رادان در زندانها

منصور امان

همزمان با جلوگیری مجلس مُلاها از بازرسی و تحقیق در باره بازداشتگاه های حُکومت، برای نخُستین بار یک مقام رسمی جمهوری اسلامی به استفاده از زندانیان خطرناک برای گُسترش شکنجه و ترور علیه زندانیان سیاسی و دگر اندیش اعتراف کرده است. گُفته های مُدیر کُل زندانهای قُم در این رابطه، وجود سیاست حُکومتی مُشخص در بهره گیری و سوواستفاده از مُجرمان عادی و بیماران روانی علیه مُخالفان و مُنتقدان زندانی را تایید می کند.

آقای مُحمد قُطبی، مسوول یاد شده در سُخنانی که هنوز روشن نیست با چه هدفی ایراد گردیده است، هُشدار داد: "اگر تنبیه زندانیان توسط فردی که دُچار آسیبهای روانی است انجام شود، نتایجی بسیار خطرناک خواهد داشت."

وی سپس از این نیز فراتر رفته و فاش ساخته که رژیم ولایت فقیه برای جذاب کردن ماموریتهای پیشنهادی در زندان برای این دسته از اوباش، به آنها پُست و مقام می بخشد و بر مسوولیت می گُمارد: "خدای ناکرده اگر چنین شخصی در مقام مُربی یا مسوول در مسیر تربیت زندانیان باشد، مایه تاسُف بیشتر است."

حتی بدون اعترافات تکان دهنده این مقام دولتی نیز گُزارشهای پُر شُمار از ضرب و شتم، سووقصد و آزار زندانیان سیاسی توسُط افرادی که دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی آنها را در داخل زندان به مُزدوری گرفته اند و همچنین سیاست علنی این دستگاه ها در "تبعید" زندانیان به بازداشتگاه ها یا بندهای زندانیان عادی برای "تنبیه" آنها، به خوبی شناسایی یک تصمیم هماهنگ و اقدام سازمان یافته بر اساس آن را مُمکن می سازد. برای مثال می توان به حمله به دانشجوی زندانی، آقای مُحسن برزگر در زندان بابُل، سووقصد با چاقو به آقای منصور اُسالو، رییس سندیکای کارگران شرکت واحد در زندان گوهردشت یا نگهداری آقایان مُحمد پورعبدالله، احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز و جُز آنها در کنار قاتلان و مُجرمان با نام نشان اشاره کرد.

دستور جلوگیری از کند وکاش در زندانها به مجلس و در کنار آن راه اندازی دوباره بازداشتگاه بدنام کهریزک زیر یک تابلوی دیگر، تلاش بی پروای آیت الله خامنه ای و باند تحت امر وی برای سفت کردن پیچ و مُهره های ماشین زهوار در رفته ی سرکوب را به نمایش می گذارد.

در همین چارچوب، "مقام عُظمی" نه تنها دایر بودن و حفاظت از سیاه چالهای "استاندارد" را یک امر حیاتی می شُمارد بلکه، ترفیع و تیمار بیماران جنسی و آدمکُشانی همچون آقایان مُرتضوی و رادان و تکثیر اوباشی از این رسته را نیز به رسالت چشم پوشی ناپذیر "نظام" تبدیل کرده است.

جمعه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۹

نامه على صارمى (زندانى سياسى كه 23سال از عمرش در زندان گذشته) در پاسخ به اتهامات دادستان دژخيم رژيم

نامه على صارمى (زندانى سياسى كه 23سال از عمرش در زندان گذشته) در پاسخ به اتهامات دادستان دژخيم رژيم

علي صارمي زنداني سياسي محكوم به اعدام
علي صارمي زنداني سياسي محكوم به اعدام

على صارمى زندانى سياسى محكوم به اعدام كه 23سال از عمر خود را در زندان گذرانده است، طى نامهيى كه از زندان فرستاده به اتهامات دادستان دژخيم رژيم، عباس جعفرى دولت آبادى، پاسخ گفت و تأكيد كرد كه صدور حكم اعدام او توسط رژيم به دليل ترس و وضعيت متزلزل رژيم آخوندى است.

به نام خدا
از ميان مردمان صادق گروهى در راستاى وفاى به عهد و پيمانشان با خدا و مردمشان به شهادت رسيدند و گروهى ديگر در انتظارند.
قرآن مجيد، و من از منتظرانم

هر حقى كه پايمال گردد مقاومتى را ايجاد مىكند كه ظالمان مجبورند به دنائت روى بياورند و سركوب را پيشه كنند.

هموطنان عزيز؛
دادستان تهران، دولت آبادى، در مصاحبهيى با مجله موسوم به پنجره كه در كيهان مورخ 26ارديبهشت 89درج شده است، اتهام مرا ارتباط با سازمان مجاهدين خلق و تاريخ دستگيرى مرا شهريور 88اعلام كرده است يعنى بعد از قضاياى انتخابات. در حالى كه تاريخ دستگيرى اين‌جانب على صارمى 13شهريور 86يعنى دوسال قبل از انتخابات و رفتن من به شهر اشرف جهت ديدار با پسرم در سال 84بوده و بهخاطر آن ديدار، به يكسال حبس محكوم شدهام.

دستگيرى من در سال 86 بهخاطر حضورم در گورستان خاوران بر سر مزار اعدام شدگان سال 67 بود. ولى آيا واقعا حضور بر سر مزار و يا هوادارى يک سازمان و يا ديدار پدرى با فرزندش از نظر شما محاربه و حکمش اعدام است؟
به همين دليل اظهارات دادستان تهران بىاساستر از آن است که نيازى به توضيح داشته باشد و به قدرى اين اتهام بىاساس است که حاضر نيستند حتى حکم را به وکيلم ابلاغ کنند. حکم را بدون امضاى من و وکيلم به تجديد نظر صورى و فرمايشى برده و تاييد کردهاند.
با اين حال فرياد مىزنم که آنها حتى با اعدام و حلق آويز کردنم نمىتوانند مرا و هموطنان آزادهام را بترسانند چرا كه آن قدر آنها را ترساندهام که مجبورند اعدامم کنند. چون تنها دليل صدور چنين حکمهايى ترس آنها از وضعيت متزلزلشان است، نه انصاف و عدالت.

حال بهعنوان پدرى که فرزندانش امثال فرزاد، على، فرهاد، شيرين و مهدى را تازه بهدار آويختهاند و هزاران فرزند ديگر را پيشتر از اين، از من چه انتظارى مىرود جز آنچه بهعنوان يک ايرانى موحد و آزاده فرياد بر آورم.
تنم گر بسوزى
به تير آن بدوزى
کجا
کى توانى
ز قلبم ربايى
تو عشق ميان من و ميهن من

اگر در طول حياتم و حتى 23سال زندان بودنم، نتوانستم وظيفهام را در قبال خدا، مردم و ميهنم انجام دهم شايد اعدامم در بيدارى مردمم موثر باشد.
خطاب به مردم و ميهنم، باز هم فرياد مىزنم:
«در راه تو کى ارزشى دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما»

تایید گروگانگیری و باج دادن، معامله دوسر باخت


آدینه 31 اردیبهشت 1389 - 21 می 2010

فراسوی خبر ... آدینه 31 اردیبهشت

تایید گروگانگیری و باج دادن، معامله دوسر باخت

جعفر پویه

تروریست صادراتی و قاتل بختیار، علی وکیلی راد در یک زد و بند بین دولت فرانسه و احمدی نژاد آزاد و به ایران فرستاده شد. علی وکیلی راد از آن دسته تروریستهایی است که در سالهای دهه 90 در کشورهای غربی به شکار رهبران و کوشندگان اپوزیسیون مشغول بودند. او بعد از قتل فجیع و قطعه قطعه کردن بختیار از فرانسه گریخت و در سوییس در حالی که گذرنامه ای ترک با نام "موسی کوچر" همراه داشت، دستگیر شد. دادگاه وکیلی راد یکی از پر سروصدا ترین دادگاه ها علیه تروریسم دولتی رژیم جمهوری اسلامی در اروپا به سردستگی خمینی بود.
اما در روزهای گذشته مشخص شد دولت فرانسه بار دیگر توسط رژیم تروریست و گروگانگیر جمهوری اسلامی تحت فشار قرار گرفته تا تروریست مربوطه را به همراه یکی از دلالان و سر شبکه های قاچاق اسلحه و مواد لازم برای ساخت بمب اتمی در ازای شهروند فرانسوی کلوتیلد ریس آزاد کند. خانم ریس که معلم زبان فرانسه در دانشگاه اصفهان بود، در جریان اعتراضات مردمی به دلیل عکاسی از مردم، دستگیر و به جاسوسی متهم شد. وادار کردن او به خودزنی و اعتراف به کارهای نکرده در دادگاه نمایشی که تعداد زیادی از دستگیرشدگان نیز در آن حضور داشتند، از جمله مواردی است که باید مورد اعتراض مجامع بین المللی و در راس آنها دولت فرانسه قرار می گرفت. اما به دلیل سابقه تبادل گروگانهای فرانسوی با تروریستهای رژیم در گذشته و ضعف فرانسه در مقابل چنین گروکشیهایی، رژیم جمهوری اسلامی با موجی از اتهامات واهی خانم ریس را روانه زندان کرد.
بعد از مدتها احمدی نژاد، رییس جمهور برگزیده رهبر و ولی فقیه رژیم بدون پرده پوشی و بی شرمانه رو به فرانسه گفت که در ازای آزادی خانم ریس توقع دارد تا چند زندانی محبوس در فرانسه آزاد شوند. این گفته احمدی نژاد به خوبی مقاصد دستگاه تروریستی و گروگانگیری دولتی رژیم از دستگیری و محاکمه معلم فرانسوی را هویدا کرد. در همین رابطه عبدالله واد، رییس جمهور سنگال که این بار دلالی برای مبادله تروریستها با گروگان را پذیرفته بود، به روزنامه "له پاریسین" گفت: "در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۹ محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهور ایران موافقت خود را با خروج کلوتیلد ریس از ایران اعلام کرد. اما کاخ الیزه از من خواست که موضوع را مسکوت بگذارم زیرا واسطه‌های دیگری مشغول کار هستند. ما می‌توانستیم ۶ ماه زودتر به نتیجه برسیم."
بعد از این اتفاق مشخص می شود قطر، واسطه بین احمدی نژاد و سارکوزی برای معامله است.
هرچند کوشنر، وزیر امورخارجه گفته بود احمدی نژاد پیشنهاد کرده در برابر آزادی علی وکیلی راد، کوتیلد ریس را آزاد کند اما او پیشنهاد را نپذیرفته و گفته بود حتا اگر فرانسه مایل به این کار باشد، قادر به انجام آن نیست. کوشنر در حالی این حرفها را بیان می کرد که در کارنامه دولتهای قبلی فرانسه وجود مواردی از این دست گویای خلاف واقع بودن آن است، از جمله انیس نقاش، تروریست لبنانی اجیر شده توسط رژیم جمهوری اسلامی در گذشته به همین شیوه مبادله شده بود.
به هرحال مجید کاکاوند، دلال اسلحه و مواد لازم برای بمب اتمی ابتدا آزاد شد. بعد از آن گفته شد که خانم ریس با هواپیمای رییس جمهور برزیل به فرانسه فرستاده خواهد شد اما رژیم بی سروصدا خانم ریس را به قطر فرستاد و بعد از آن هواپیمایی دولتی او را به فرانسه منتقل کرد. چند روز بعد علی وکیلی راد، تروریست و قاتل بختیار به ایران تحویل داده شد. او بعد از رسیدن به فرودگاه تهران توسط حسن قشقاوی، معاون وزیر امور خارجه و کاظم جلالی، نماینده مجلس آخوندها مورد استقبال قرار گرفت.
با اینکار ثابت شد که شیوه گروگانگیری برای آزاد سازی تروریستها و قاتلین رهبران اپوزیسیون توسط رژیم جانی و ضد بشر ولایت فقیه کارساز است. فرانسه یکبار دیگر ثابت کرد که در دفاع از حقوق شهروندان بیگناه و قاطعیت در برابر رژیمی تروریست پرور و گروگانگیر به جای دفاع از حقوق شهروندان و اقدام عملی در برابر گروگانگیری دولتی، بیشتر به زدو بند پشت پرده و معامله غیر علنی و باج دادن علاقه دارد تا دعوایی حقوقی و دفاع از حقوق انسانها در سطح بین المللی.
عمل فرانسه در مبادله یک تروریست و قاتل بی شرم و یک دلال اسلحه با شهروندی بیگناه، به معنی باج دادن به رژیمی است که این روزها چوبه های دار را پاسخ حق خواهی و عدالت طلبی مردم کرده است. معامله با رژیم تروریست پرور و گروگانگیر به معنی تایید عمل غیر انسانی و ضد بشری آن است. بیهوده نیست که عربده های جانیان و تبهکاران رژیم این روزها بیشتر شده و برای مردم بی شرمانه خط و نشان می کشند.

یکشنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۹

كميته بينالمللى سازمانهاى غير دولتى در دفاع از اشرف تاييد احكام اعدام هواداران مجاهدين را محكوم مىكند

كميته بينالمللى سازمانهاى غير دولتى در دفاع از اشرف تاييد احكام اعدام هواداران مجاهدين را محكوم مىكند

كميته بين المللي سازمانهاي غير دولتي در دفاع از اشرف
كميته بين المللي سازمانهاي غير دولتي در دفاع از اشرف

كميته بينالمللى سازمانهاى غير دولتى در دفاع از اشرف (ICNDA) تاييد احكام اعدام هواداران مجاهدين و خانوادههاى اشرف را محكوم كرد.
كميته بينالمللى سازمانهاى غير دولتى در دفاع از اشرف متشكل از 14 سازمان بينالمللى و سراسرى برياست «هانس كريستين نيروسكف»، رئيس كميته بينالمللى ساخاروف است.

اين كميته ضمن محكوم كردن احكام اعدام بىپايه و اساس عليه زندانيان سياسى رژيم ايران با بستگان آنها در كمپ اشرف در عراق ابراز همبستگى كرد.
صدور احكام اعدام براى خانوادههاى ساكنان اشرف كه در ايران بهسر مىبرند مبين استيصال رژيم حاكم بر ايران در مقابله با قيام مردم ايران مىباشد كه مردم ايران قصد دارند ماه آينده سالروز آنرا گرامى دارند.

در متن اين اطلاعيه آمده است:
رسانههاى رژيم ايران اعلام كردهاند كه حكم اعدام 6زندانى سياسى مورد تأييد قرار گرفته است. محمد على صارمى، جعفر كاظمى، محسن دانش پور مقدم و پسرش احمد دانشپور مقدم، و محمد على حاج آقايى بهخاطر ارتباط با مجاهدين و سفر به اشرف و ديدار با بستگانشان در اشرف، به اعدام محكوم شدهاند.

به گفته مقامات رژيم ايران، جرم نفر ششم، يعنى عبدالرضا قنبرى اين است كه ”روز عاشورا مستقيما براى مجاهدين گزارش مىداده“ است.
كميته بينالمللى سازمانهاى غير دولتى در دفاع از حقوق ساكن اشرف ضمن محكوم نمودن اين احكام اعدام بىو پايه اساس عليه زندانيان سياسى رژيم ايران با بستگان آنها در كمپ اشرف در عراق ابراز همبستگى مىكند. صدور احكام اعدام براى خانوادههاى ساكنان اشرف كه در ايران بهسر مىبرند مبين استيصال رژيم حاكم بر ايران در مقابله با قيام مردم ايران مىباشد كه مردم ايران قصد دارند ماه آينده سالروز آنرا گرامى دارند.

تأييد احكام اعدام براى خانوادههايى كه تنها جرمشان بازديد از عزيزانشان در اشرف است مبين ماهيت واقعى عوامل وزارت اطلاعات رژيم ايران است كه اين وزارت آنها را بيش از 100روز است تحت عنوان خانواده به ورودى اشرف آورده تا به شكنجه روانى ساكنان اشرف و ايجاد تحريك و آشوب و زمينهسازى براى كشتار آنان بپردازند.
ما از سازمان ملل و اتحاديه اروپا مىخواهيم تا براى جلوگيرى از اجراى احكام اين اعدامها دست به اقدامات فورى بزنند.

قاتلان در صحنه جُرم به دام اُفتاده اند


قاتلان در صحنه جُرم به دام اُفتاده اند

منصور امان

زیر چوبه های داری که بر پا کرده بود، باند نظامی – امنیتی ولی فقیه زمین گیر شده است. این امر را برآشُفتگی پایوران حُکومت و تلاش برای رها ساختن گریبان خود از طریق شانتاژ و تهدید به نمایش گُذاشته است.

همه آنچه که روز گُذشته (شنبه) از زبان شُرکای جنایت شنیده شُد و از این پس بسا بیشتر به گوش خواهد رسید را می توان به عُنوان نخُستین آثار اعتراض گُسترده داخلی و بین المللی به رژیم ولایت فقیه به دلیل قتل جنایتکارانه زندانیان سیاسی به حساب آورد.

هنگامی که آقای عباس جعفری دولت آبادی، یک کار چاق کُن دستگاه های امنیتی که تیتر "دادستان عمومی و انقلاب تهران" را یدک می کشد عرق ریزان تلاش کرد تا علت اعدام پنج زندانی سیاسی را توضیح دهد، به خوبی می شد دریافت که قاتلان در صحنه جُرم به دام اُفتاده و زیر پرتو نورافکنهای قوی قرار گرفته اند.

پادوی مزبور با روخوانی پرونده ای که بازجوها و شکنجه گران اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات زیر بغل اش گذاشته بودند، کوشش کرد چند خرمُهره دُرُشت حُقوقی به پالان کج "نظام" و نظام قضایی آن بدوزد. این در حالی است که نه پیش از اعدام زندانیان و نه حتی در هنگام اعلام ارتکاب به این امر، آمران و عاملان آن زحمت سرهم بندی توضیح پیرامون دلایل شان را به خود نداده بودند. آنها بدینوسیله در حقیقت رویه عادی دادرسی زیر خیمه ولایت فقیه را استمرار می بخشیدند که دادگاه علنی، حق دسترسی به وکیل، عدم شکنجه مُتهم و وادار نساختن وی به اعتراف علیه خود را حداکثر یک شوخی بیجا با "مصالح نظام" که گویا بر هر امر دیگری مُقدم است، ارزش گذاری می کند.

از این رو چندان شگفت آور نیست که طناب اندازان منطقه آزاد از قانون – هر قانونی - نپذیرُفتن تصمیمهای تبهکارانه شان را برابر با بر هم زده شدن آرامش اُتاقهای بازجویی، سالُنهای دادگاه نمایشی و دارستهانهای خود می شُمارند و از آن بر می آشوبند.

چُماقدار مشهور دوشُغله، آقای انبارلویی که زیر تابلوی سردبیری روزنامه باند موتلفه (رسالت) نشانده شُده، شرایط روحی رهبران و پایوران باند ولی فقیه در حال حاضر را اینگونه توضیح می دهد: "جریان فتنه وظیفه خود می داند بر روی سلسله اعصاب حُکومت حرکت کُند و مشروعیت دولت را زیر سووال ببرد."

زیر تُن عربده کسانی مانند حُجت الاسلام سالک، آقای انبارلویی و یا تهدیهای دادستان تهران علیه مُعترضان به قتل پنج زندانی سیاسی، صدای وحشت از به هم ریخته شُدن نظم جنایتکارانه ای که حُکومت به آن تکیه داده به خوبی به گوش می رسد. اعتراضها به دستگاه قُدرت نشان داد که بسته بندی سرکوب با زرورق دادگاه و حُکم قضایی، هیچ تغییری در نامشروع شناختن آن از سوی اکثریت جامعه نمی دهد.

در این راستا، نشان دادن چنگ و دندان به آقایان موسوی و کروبی به خاطر محکوم نمودن جنایت اخیر باند نظامی – امنیتی ولی فقیه، کوشش برای کُنترُل دایره اعتراض به این امر و هُشدار غیر مُستقیم به اخراج شده های رسمی و غیر رسمی از قُدرت مانند حُجت الاسلام خاتمی، جبهه مُشارکت، مُجاهدین انقلاب اسلامی و آیت الله رفسنجانی برای ادامه سُکوت است. باند ولی فقیه از عدم واکُنش آنها در برابر اقدام تهبکارانه خود، نه فقط به عُنوان تایید آن و احکام بیدادگاه های خود، بلکه زاویه ای برای حمله به آقایان موسوی و کروبی استفاده خواهد کرد.

Mehdi Saame- روز جهانی کارگر وعملکرد موسوی وکروبی

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۹