‏نمایش پست‌ها با برچسب زینت میرهاشمی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زینت میرهاشمی. نمایش همه پست‌ها

شنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۷

«پاسدار میلیاردی» جانشین دکتر قلابی شد, زینت میرهاشمی

«پاسدار میلیاردی» جانشین دکتر قلابی شد

زینت میرهاشمی

آدینه 17 آبان رسانه های حکومتی از جانشینی احتمالی صادق محصولی، مشاور ویژه احمدی نژاد برای وزارت کشور به جای کردان سخن پراکندند. در هفته ای که گذشت، استیضاح کردان، صحبتهای تهدیدآمیز ولی فقیه، توقیف «شهروند امروز»، و ... نشان از تشدید وضعیتی ناآرام و غیر مطلوب برای حکومت دارد. این وضعیت بازتاب کنش اعتراضی مردم، نیروهای فعال اجتماعی و مقاومت است که همکنشی در مسافران کشتی ورشکسته ولایت را ناممکن می سازد. پر شدن سیاهچالهای رژیم جلوه ای از تب و تاب جامعه ای است که خواهان سرنگونی این حکومت است.

اگر این ناهمکنشی، مدرکهای قلابی را رو کند، بدون شک دزدیها و غارتگریهای یار احمدی نژاد موجی دیگر از این «بگو مگوها» را پیش خواهد برد. صادق محصولی، فرمانده سپاه پاسداران در آذربایجان شرقی و غربی(منطقه 5)، مسئول تحقیق و بازرسی سپاه پاسداران و فرمانده لشکر 6 ویژه سپاه و از نزدیکان احمدی نژاد است.

دزدیها و غارتگریهای او قبلا توسط بخشی از «خودیها» افشا شده است. سایت نوروز در دهم تیر 86 در این رابطه نوشته بود که «صادق محصولی مشاور ارشد رئیس جمهور در هر دقیقه 292 هزار تومان در آمد داشته است.»

حجت السلام عسگری مجلس نشین سابق از مشهد، وی را «سردار میلیاردی» نامیده است. (شهاب نیوز) بنا بر گزارش همین منبع، «عسگری» مطلبی در مورد «پرونده 5/6 میلیون دلاری صادق محصولی در خصوص نفت تاجیکستان» نوشته است.

احمد جنتی در روز آدینه 17 آبان در صحبتهای خود در نماز جمعه به «نگرانی» خامنه ای اعتراف کرد. وی صحبتهای ولی فقیه را «حاکی از نگرانی سخت» وی از «وضعیت موجود» دانست. ولی فقیه در صحبتهای اخیرش اشاره کرد که «دستاوردهای» استبداد مذهبی «به راحتی محقق نشده است که عده ای بخواهند» در آن خدشه وارد کنند. وزیر فرهنگ و ارشاد رژیم روز 15 آبان حکم «خدایی» را در مورد منتقدان دولت مبنی بر این که خدا آنها را نمی آمرزد، اعلام کرد. حمایتهای دربست ولی فقیه از دولت احمدی نژاد بحران را عمیق تر می کند و بر این نهاده، بحرانهای شدیدتری در چشم انداز به پیدایی خواهد آمد.


زینت میرهاشمی

شنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۷

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، فرارویش مبارزه ای کنش مند


فراسوی خبر ... شنبه 4 آبان

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، فرارویش مبارزه ای کنش مند

زینت میرهاشمی

در پی برگزاری مجمع عمومی کارگران، هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، اعلام شد. بیش از 1000 نفر از کارگران این واحد بزرگ تولیدی در همایش انتخاب اعضای هیآت مدیره این سندیکا شرکت کردند. سنگ پایه این تشکل، برآیند مبارزه طولانی کارگران برای دست یازی به حق خود علیرغم همه تهدیدها و سرکوبگری رژیم است.

در دفاع از مبارزه کارگران برای خواسته هایشان، فشار، آزار و اذیت توسط رژیم را محکوم می کنیم. گستره مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه ابعادی جهانی به خود گرفته است. وزارت اطلاعات با شگردهای سرکوبگرانه اش تلاش کرد از برگزاری این همایش جلوگیری کند، اما موفق به از بین بردن عزم واحد این کارگران برای ایجاد تشکل مستقل آنان نشد. سازمانیابی و ایجاد سندیکای کارگری حق کارگران است. رژیم علیرغم پذیرش کنوانسیونهای سازمان بین الملی کار مبنی بر تشکل پذیری کارگران طی سه دهه کارگران را از این امر محروم و هر تشکلی مستقل کارگری را سرکوب کرده است.

بی شک سازمانیابی و تشکل پذیری مبارزه کارگران را در مداری بالاتر و موثرتر پیش خواهد برد. ما این موفقیت را به کارگران هفت تپه و همه ی فعالان کارگری شادباش می کوئیم.

زینت میرهاشمی

شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۷

تایید خشونت حکومتی طی 30 سال از طرف خاتمی

فراسوی خبر ... شنبه 27 مهر

تایید خشونت حکومتی طی 30 سال از طرف خاتمی

زینت میرهاشمی

سید محمد خاتمی که این روزها در نقش رئیس موسسه «گفتگوی فرهنگها و تمدنها»، عرض وجود می کند، با صحبتهایش در روز آدینه 26 مهر، خشونت حکومتی طی 30 سال بر مردم را «طبیعی» و شرایط «استثنا» دانست. این شریک مستقیم سرکوبگری حکومت طی تمامی سالهای سیاه استبداد، با نزدیک شدن نمایش انتخاباتی آتی، در سرزمینی که هیچ گونه فرهنگ، تمدنی و اندیشه ای جز اندیشه ولی فقیه و شرکای آن به رسمیت شناخته نمی شود، با دکان دو نبشی به نام «گفتگوی تمدنها» مردم را به سخره می گیرد. مرکب بزک شده «رسالت تمدن سازی» آقای خاتمی بی رنگ و روتر از آنست که بتواند آب تطهیر بر عمل او و کسانی که به استبداد دینی کمک کردند تا آزادی و مدافعان آن را به جوخه اعدام سپردند، بریزد.

سید محمد خاتمی بی مهری که در دعواهای باندهای حکومتی به وی می شود را منصفانه نمی داند. وی که نگران شرایط خود و همقطارانش است، می گوید «جریانی سعی می کند منافقین جدید خلق کند و .. جامعه را در حالت فوق العاده قرار دهد.» خاتمی مثل همیشه با حرفهای در هم و برهم که در هر گوشه ای از کره زمین به جز در ایران می توان به کار برد، می خواهد موضوع اصلی یعنی «خشونت» حکومتی را که خود از شرکای آن بوده است را «طبیعی» جلوه دهد. وی دفاع مردم در برابر سرکوبی حکومت را «تروریسم و خشونت» می نامد. وی «بسط و گسترش تروریسم» را در دنیا از طرف کسانی می داند که «معتقدند راهی برای احقاق حقوقشان نیست و خواسته هایشان با فشار و سرکوب مواجه می شود.» خاتمی به اعلامیه جهانی حقوق بشر توجه نمی کند که در آن «میارزه مسلحانه» به عنوان راه حلی در برابر استبداد، زمانی که همه راهها بسته است به رسمیت شناخته شده و «تروریسم» محسوب نمی شود. وی در رابطه با گروههای سیاسی می گوید:«روشهای غلط این گروهها باعث شد تا آنها رفته رفته پایگاه خود را در بین مردم از دست دهند و آنها که زمانی با هدف دفاع از منافع ملت شکل گرفته بودند در مقابل ملت قرار گیرند و دشمنان از این گروههای ضد مردم استفاده کنند.» وی ادامه می دهد: «حالا که منافقین از بین رفته‌اند این جریان سعی می‌کند خلق منافقین جدید کنند و مخالف سلیقه خود را هر چند از نیروهای نزدیک به امام بوده به همکاری با دست خبیث بیگانه متهم کنند و سعی دارند با این وضعیت جامعه را در حالت فوق‌العاده قرار دهند».

دروغهای رئیس «گفتگوی تمدنها و فرهنگها» از زیر عبایش آشکار است. پرونده 30 سال جنایت حکومت، قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 و کشتار و خشونت اعمال شده از طرف خمینی و شرکایش و منجمله خاتمی به اندازه کافی آشکار است. وقتی خاتمی دفاع در برابر خشونت دولتی را «تروریسم» معرفی می کند، بدیهی است که شعار «گفتگوی تمدنها و فرهنگها» پشیزی ارزش ندارد زیرا گفتگوی خاتمی همان گفتمان سازی برای توجیه خشونت و تروریسم حکومتی است.

از سایت ایران نبرد

شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۷

نمایش احمدی نژآد در برابر افزایش فشار بین المللی


فراسوی خبر ... شنبه 6 مهر

نمایش احمدی نژآد در برابر افزایش فشار بین المللی


زینت میرهاشمی






حرفهای احمدی نژاد در نیویورک ما را به یاد مثل معروف ایرانی می اتدازد که «سوسکه از دیوار بالا می رفت و مادرش به او می گفت قربان پاهای بلوریت بروم». پاسداری که توانایی حل گاز، برق و آب مردم را ندارد و هنرشان افزایش فقر و مصیبت برای مردم ایران است خود را آلترناتیو بحران سرمایه داری موجود اعلام می کند. هزینه سیاستهای ماجراجویانه احمدی نژاد را کارگران و مزدبگیران ایران می پردازند که از نظام انگلی جمهوری اسلامی جیزی جز فقر و بیکاری نصیبشان نشده است.

احمدی نژاد آدینه 5 مهر، وقتی وارد ایران شد طبق معمول حرفهای بی سر و تهی گفت. وی ادعا کرد که «مشکلات دیگری هم در جهان است که در راستای مشکلات خودمان باید به آن بپردازیم که از جمله آنها مشکلات اقتصادی است». در تمام حرفهای احمدی نژاد فقط یک جمله درست بود و آن «نام ایران در صدر اخبار دنیا قرار گرفته است.» به راستی ایران به عنوان کشوری که کودکان در آن اعدام می شوند، زنان سنگسار می شوند و جوانان سزکوب می شوند و .... باید به طور مرتب در صدر اخبار جهانی باشد. انعکاس این موضوع را می توان در برخورد مسئولان دیگر کشورها در سازمان ملل هنگامی که احمدی نژاد به تریبون رفت دید. شهاب نیوز در رابطه با آبروریزی این سفر می نویسد:«عصر سه شنبه سخنرانیهای شدیدالحن سران کشورهای آمریکا، فرانسه و آرژانتین علیه ایران در حضور و سکوت محمود احمدی نژاد ایراد شد.» این منبع از جملات «تند و گزنده» علیه جمهوری اسلامی نوشته و ادامه می دهد «جملاتی که از درخواست برای تحریم بیشتر ایران آغاز شد و با درخواست برای «بازداشت» تعدادی از مقامات نظام پایان یافت.»

بنابرین نمایشهای احمدی نژادی و دروغگوئیهای او که موجب تمسخر همه قرار می گیرد، در حقیقت بازتاب فشار بین المللی بر سر اجرایی شدن قطعنامه های شورای امنیت است. آدینه 5 مهر، وزرای خارجه 5 عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد، بر سر پیش نویس قطعنامه جدیدی علیه جمهوری اسلامی برای تن دادن به قطعنامه های شورای امنیت به توافق رسیدند. این توافق در حالی است که پایوران نظام روی اختلاف روسیه با غرب حساب باز کرده بودند. علیرغم همه مماشاتی که دول عربی با رژیم می کنند و بهای آن سرکوب بیشتر مردم در داخل است، اما موضوع اساسی همچنان روی میز است. سرانجام باید این رژیم به قطعنامه های سازمان ملل تن دهد.

یکشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۷

تحریک به جنگهای مذهبی ، زینت میرهاشمی


فراسوی خبر ... شنبه 30 شهریور

تحریک به جنگهای مذهبی

زینت میرهاشمی












آدینه 27 شهریور، طوماری در میدان انقلاب، خیابان 16 آذر، سر در اصلی دانشگاه تهران نصب شده بود. امضا کنندگان این طومار از دادستان رژیم خواستار برخورد سخت با «تشکیلات بهائیت» شده اند. دامن زدن به اختلاف بین شیعیان با سنیها، بهاییها و یهودیان، از شگردهای باندهای رژیم برای سرکوب بیشتر مردم و نیز فرار از بحران مشروعیت است. در راس تحریک کنندگان این نوع جنگهای مذهبی، ولی فقیه است.

ماجرای درگیری باندهای رژیم پیرامون صحبتهای رحیم مشائی در رابطه با مردم اسرائیل سرانجام با مداخله ولی فقیه همراه شد. علی خامنه ای آدینه 29 شهریور، در حالی که صحبتهای رحیم مشایی در رابطه با مردم اسرائیل را موضع دولت جمهوری اسلامی ندانسته گفت: «این که گفته می شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم، این حرف درستی نیست.» حرفهای ولی فقیه در حالی زده می شود که احمدی نژاد گفته بود حرف آقای مشایی حرف دولت است.


برداشتی از سایت ایران نبرد


دوشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۷

بسته گشاده دستانه 5+1، مساله ای را حل نمی کند


بسته گشاده دستانه 5+1، مساله ای را حل نمی کند


زینت میرهاشمی


روز شنبه 26 خرداد، خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای تحویل بسته پیشنهادی کشورهای 5+1 وارد تهران شد. این دومین بسته پیشنهادی از طرف این کشورها و اولین بسته بعد از تصویب قطعنامه های شورای امنیت علیه رژیم است. سولانا قبل از ورود به تهران، با تاکید بر «گشاده دستانه» بودن بسته پیشنهادی، خوش بینی خود را از «امکان تغییر» در وضعیت موجود اعلام کرد. کنشهای رژیم در تاکید بر عدم توقف غنی سازی، که یک پارامتر اساسی این بسته را تعیین می کند، بار دیگر بر این نهاده که نظام ولایت فقیه برای صدور بنیادگرایی و ایجاد اتحاد جماهیر کشورهای اسلامی به چنین بحرانی نیازمند است و سیاست تبدیل تهدید به فرصت در جهت دستیابی به سلاح اتمی از جمله راهکارهایش است، مهر تائید می گذارد و بنابرین سازش با حکام تهران راه حل تغییر رفتار رژیم ایران نیست.


پایوران رژیم در روز دیدار سولانا از تهران، بدون اعلام موضع بر روی محتویات بسته، بار دیگر عدم توافق خود را بر سر توقف غنی سازی اورانیوم اعلام کردند. نکته ای که سنگ پایه صدور قطعنامه های شورای امنیت است. خبرگزاری رویتر روز شنبه اعلام کرد:«شانس کمی برای ایجاد یک راهگشایی در این منازعه وجود دارد.»


سولانا هنگامی وارد تهران شد که در مشهد دانشجویان در اعتراض به وضعیت موجود دست به تظاهرات زدند و تعداد زیادی از مردم و دانشجویان دستگیر شده اند. شکنجه، کشتار و خشونت در زندانها بیداد می کند. خواست مردم ایران دستیابی به حکومتی لائیک و برخورداری از آزادی و دموکراسی است. این همان حقوق دموکراتیک مردم ایران است که رژیم در ماجرای پرونده اتمی در شدیدترین شکل سرکوب می کند و بحران سرنگونی اش را در بحران دستیابی به سلاح اتمی و ایجاد تنش در منطقه و کشورهای دیگر حل می کند. این همان موضوعی است که ارسال کنندگان بسته های گشاده دستانه نادیده می گیرند.




برداشتی از سایت ایران نبرد



چهارشنبه، خرداد ۲۲، ۱۳۸۷

سید محمد خاتمی تاریخ را تحریف می کند.

فراسوی خبر ... یکشنبه 19خرداد

سید محمد خاتمی تاریخ را تحریف می کند.

زینت میرهاشمی

آیا خاتمی فکر می کند با تحریف تاریخ می تواند از رو دررویی زنان با نظام ولایت فقیه و به چالش کشیدن نظام دینی توسط زنان جلوگیری کند.

سنگ پایه فرهنگ دیکتاتوری مذهبی که بنیانگذار آن خمینی بود، تحقیر زنان و تعریف زنان به مثابه نصف مرد، ناموس مرد، ابلیس، و..است. چنین بود که از قعر قرون بیرون آمده ها از قدرت استفاده کردند و آن چنان جهنمی برای زنان ایران آفریدند که تاریخ از ثبت آن عاجز است. خاتمی سه دهه تحقیر زنان را به عنوان «ارتقاء جایگاه زنان» از طرف خمینی دانسته است. این جایگاه نفرت انگیز ارزانی خاتمی و همقطارانش باد.

سید خندان که حقوق زنان و دفاع از نظام را در واقعیت در تضاد می داند، فریبکارانه به تحریف تاریخ می پردازد. وی روز شنبه 18 خرداد در رابطه با حقوق زنان و نقش خمینی گفت:«نباید چشم خود را از نقش حضرت امام در ارتقای جایگاه زنان در کشورمان ببندیم.» او هم مثل همقطارانش که در چنبره مساله زن و حقوق آنان گرفتار است از همان حربه استفاده کرده و «ولنگاری، رها شدگی» را در برابر دستاوردهای عظیم زنان در جهان مطرح می کند. این حربه آخوندی آنقدر کهنه شده است که دیگر جایی در میان زنان ندارد. خاتمی انگاره ای که زنان در غرب را در مقابل زنان در شرق قرار داده، از میان این همه آزادی، «ولنگاری» را بر شمرده و در نهایت زنان گرفتار در قوانین شرعی را تقدس بخشیده و در ردیف ناموس خانواده به پستوی خانه ها می رانند. این عمق تفکر خاتمی است.

خاتمی مخالفت خمینی با حق رای زنان را لاپوشانی کرده و زیرکانه می گوید: «خیلی ها خوش نداشتند که زنان حق رای دادن و گرفتن داشته باشند. یا مسائلی از این قبیل، امروز بسیاری از مسائل حل شده و برای ما بدیهی است که آن هم به خاطر روشن بینی امام خمینی بود.»

کیست که نداند در سال 1341 خمینی از مخالفان سرسخت دادن حق رای به زنان بود. خمینی با رسیدن به قدرت از آن جایی که زنان از حق رای برخوردار بودند و در جنبش ضد دیکتاتوری شرکت وسیع کرده بودند و از آنجا که زنان در جنبش انقلابی و به ویژه در جنبش فدایی نقش مهمی به عهده گرفته بودند که هیچکس نمی توانست آن را انکار کند، قادر نبود این حق کسب شده را از زنان بازستاند.

خمینی برای مخالفت خود در سال 1341 توجیه تراشید. یعنی رای دادن زنان را هم نه در چارچوب حقوق زنان به عنوان حقوقی بنیادین و جهانشمول بلکه به عنوان وظیفه ای شرعی در چارچوب ولایت فقیه به حساب آورد.

خاتمی که خوب می داند در چارچوب قانون شرع، زن نیمی از مرد و حق ریاست قوه قضائیه را هم ندارد چه رسد به ریاست جمهوری می گوید «شرایطی فراهم شده که امروز بحث می شود که زن می تواند رئیس جمهور شود.» وی جواب نمی دهد زنی که برای تحصیل و سفر باید اجازه رئیس خانواده یعنی مردش را داشته باشد چگونه می تواند رئیس جمهور شود.

برداشتی از سایت ایران نبرد