پنجشنبه، تیر ۰۴، ۱۳۸۸

درگيريهاى گسترده در ميدانهاى انقلاب، وليعصر و بهارستان شروع شده است

درگيريهاى گسترده در ميدانهاى انقلاب، وليعصر و بهارستان شروع شده است
5:16:48 PM 1388/4/4
درگيرى مردم با مأموران جنايتكار
درگيرى مردم با مأموران جنايتكار

امروز در سيزدهمين روز قيام قهرمانانه مردم تهران، درگيريهاى گسترده در ميدان انقلاب، ميدان ولى‌عصر و بهارستان صورت گرفت. از ساعت 16جنگ و گريز جوانان با مزدوران تا دندان مسلح در بهارستان شروع شده است.

بيش از 3هزار نفر از مأموران سركوبگر در اين منطقه مستقر شده و به انواع سلاحها مجهز هستند. جوانان در دستههاى 20نفره به مقابله با يورش وحشيانه مزدوران مىپردازند. صداى شليك از اين منطقه به گوش مىرسد.
نيويورك تايمز به نقل از شاهدان خبر داد: امروز درگيريهاى بيشترى در تهران صورت گرفته است.
پليس ضدشورش در وليعصر و ميدان انقلاب مستقر شده است.
درگيريها در ميدان انقلاب شروع شده است.
گزارشات حاكى از آن است كه بيش از هزار نفر از مردم عليه رژيم شعار مىدهند و خواستار پيوستن ساير هموطنانشان به آنها نزديكى خيابان طالقانى شدهاند. نيروهاى بسيجى به مردم حمله مىكنند تا مانع از تجمع آنان شوند.

هليكوپترهاى نظامى بر فراز آسمان و در بالاى سر تظاهر كنندگان در ميدان انقلاب، در حركت هستند.

يكى از تظاهر كنندگان مىگويد: «من بهزودى به تظاهرات خواهم رفت، اگر مورد اصابت قرارگرفتم و كشته شدم، لطفا بهاى تير را بپردازيد و جسدم را بيرون بكشيد».
اين گزارش مىافزايد، نيروهاى پليس ضدشورش در خيابان آزادى، مانع ايجاد كردهاند.

چهارشنبه، تیر ۰۳، ۱۳۸۸

با کشتن معترض، اعتراض از بین نمی رود


با کشتن معترض، اعتراض از بین نمی رود

زینت میرهاشمی

روز سه شنبه 2 تیر ماه، معاون قوه قضائیه رژیم، خبر از کشتار و شکنجه دستگیر شدگان خیزشهای خیابانی با عنوان «برخورد عبرت آمیز» داد. ابراهیم رئیسی با خطاب کردن دستگیر شدگان به «اغتشاش گران» خبر از دادگاه ویژه ای داد که قرار است با آنها «برخورد عبرت آموزی کند.» ابراهیم رئیسی از جانیان سرشناس و عضو هیات کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 است.

رئیسی، سخنان ولی فقیه در نماز جمعه را «فصل الخطاب» دانسته و با شمشیر از رو همه را تهدید کرد.

روز دوشنبه اول تیر، «مرکز بررسی جرائم سپاه پاسداران» با چاپ عکس تعدادی از شرکت کنندگان در قیام مردم، خواهان شناسایی و لو دادن آنها از طرف بسیجیان شد.

شمار دستگیرشدگان، زخمیها بر اساس آمار حکومتی فقط در تهران بیش از 500 تن است. مسئول مستقیم همه شکنجه ها و فشارهایی که بر دستگیرشدگان برای اقرار ساختگی و وابسته کردن آنان به قدرتهای خارجی صورت می گیرد، علی خامنه ای است. وی با سخنان خود در روز جمعه 29 خرداد، چراغ سبز را به همه مزدوران سپاه و بسیج برای قتل عام مردم داده است. این تاریک اندیشان طی سه دهه حکومت خود را با اعدام و رعب و شکنجه و سرکوب ادامه دادند ولی تنوانستند مانع فوران خشم مردم شوند. با این همه کشتار، شکنجه و اعدام، مردم در مقابل استبداد همچنان پا بر جا ایستاده اند.

پيام رئيسجمهور برگزيده مقاومت، خانم مريم رجوى:

پيام رئيسجمهور برگزيده مقاومت، خانم مريم رجوى:
سيماى مصممم و معصوم ندا در لحظه شهادت دنيايى را به خود آورد
2:39:28 AM 1388/4/3
مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران
مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران

زنان و مردان قيام سرفراز ايران زمين،
زنان و مردان شجاعى كه شگفتى و تحسين ايرانيان تشنه آزادى را در سراسر جهان برانگيخته‌ايد.
و زنان و دختران دليرى كه در چهره نداى شهيد، بار ديگر حقانيت و مظلوميت زن ايرانى و اراده او را براى آزادى و برابرى ثابت كرده‌ايد.
سيماى مصممم و معصوم ندا ـ آن هم با چشمانى باز ـ در لحظه شهادت دنيايى را به خود آورد. چه بسيار وجدانهاى خفته را كه بيدار كرد و چه بسيار كسانى را كه ساليان سال است به فاجعه سركوب در ايران بى‌اعتنايى مى‌كنند، شرمسار نمود.


در سومين روز شهادت نداى قهرمان، ندا صالحى آقا سلطان، به روان تابناك او درود مى‌فرستم و همه شما را فرا مى‌خوانم كه پنجشنبه شب، در شب هفتم شهادت ندا، در هر كجا كه مى‌توانيد شمعى برافروزيد و ياد او و ساير شهيدان قيام را در سراسر ايران گرامى بداريد.
از جانب مقاومت ايران به مادر و پدر ندا و ديگر اعضاى خانواده محترم صالحى و همه دوستان، همكلاسيها و همكاران او صميمانه تسليت مى‌گويم.


در سوگ ندا بسيارى در سراسر جهان گريستند.
و در داخل ايران، بسيارى دختران و پسران دلير ايران زمين بر انگيزه و عزم خود براى مبارزه افزودند. و براى او سرودند كه:
ندايم اى نداى سرزمينم- صداى جاودان اين زمينم
صداى تو شود داد دليران- نداى تو شود فرياد ايران
بستگان ندا گفته‌اند كه او طرفدار اين يا آن كانديداى انتخابات رژيم ولايتفقيه نبود. بلكه خواهان آزادى براى همه بود. و بارها مى‌گفت حتى اگر گلوله به قلبش اصابت كند، باز در همين راه قدم برخواهد داشت. پاسداران ظلمت، گلوله را به قلب او شليك كردند. اما در حقيقت قلبش از حركت نايستاد و امروز پرتپشتر و سرشارتر در سراسر ايران و جهان مىتپد.


اين روزها صحنه‌هاى قيام پر از تصاويرى است كه قهرمانى‌هاى شيرزنان ايران را نشان مى‌دهد:
ـ دختر گرد و دليرى كه در محاصره دژخيمان پاسدار و بسيجى يك تنه به آنها مىتازد.
ـ دخترانى كه صورت خود را با نقاب پوشاندهاند و به سوى گارد ويژه خامنه‌اى سنگ پرتاب مى‌كنند
ـ و زنان و دخترانى كه پيشاپيش يا در ميان جمعيت در خيابان در حركتند و سايرين را از پياده‌روها به پيوستن به صفوف قيام ترغيب مى‌كنند.
راستى كه آنها مانند شير زنان قهرمان اشرف، خود ترويج بىباكى و شجاعتند.
راستى كه آنها، زنان پيشتاز مجاهد و فدايى هم‌چون فاطمه امينى، و مهرنوش ابراهيمى را كه در جنبش انقلابى عليه ديكتاتورى سلطنتى بهشهادت رسيدند، در خود زنده مى‌كنند.
راستى كه ياد و راه اشرف شهيدان را در نبرد با رژيم خمينى را گرامى مى‌دارند.
شجاعت چشمگير زنان ايران در قيامهاى اخير، ثمره سه دهه مبارزه زنان پيشتاز ايران با ديكتاتورى ولايتفقيه است كه در آن دهها هزار زن مجاهد و مبارز اعدام يا شكنجه شدند. رودى خروشانند كه استمرار و دامنهدارى و پايدارى 1000 زن قهرمان در اشرف را در سراسر ايران زمين اثبات مى‌كند.


دختران دليرم در تهران و سراسر ايران،
مبارزه و مقاومت خود را گسترش دهيد و ديگر هموطنان‌ را به پيوستن به قيام برانگيزيد و به آنان كه آگاهى كافى ندارند با سادهترين و روشنترين بيان بياموزيد كه درد مردم ايران، نه رياست اين يا آن فرد بلكه نحوست تاريخى و نجاست سياسى حاكميت آخوندى و رژيم ولايتفقيه است كه از اول تا به آخر، انكار رأى و انتخاب و حق حاكميت ملّت است.
يقين كنيد كه استبداد خونخوار دينى سرانجام با پيشتازى زنان قهرمان ايران در هم مى‌شكند.
سلام بر شهيدان
سلام بر قيام آزادى‌خواهانه مردم ايران.
و درود بر نداى شهيد

سه‌شنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۸

نقش پر رنگ زنان در قیام برای آزادی


نقش پر رنگ زنان در قیام برای آزادی

زینت میرهاشمی

تصویر چهره زیبای ندا آقا سلطان، بر صفحه های شمار کثیری از رسانه های جهان، چهره کریه جمهوری اسلامی را بار دیگر در برابر چشم جهانیان به نمایش گذاشت. صدای پر صلابت پدر وی بر بالین وی در آن هنگام که می گفت: «ندا نترس» قلبها را به لرزه در آورد. ندا، تبدیل به ندای آزادی در قلب و اندیشه مردم شد. روز دوشنبه اول تیر علیرغم بیانیه های پی در پی سپاه پاسداران و گلوله های آنها، هزارها زن و مرد خیابانهای تهران و شهرهای دیگر را تسخیر کردند و به ندای ندا پاسخ مثبت دادند.

کاسپین ماکان، نامزد ندا آقاسلطان در مصاحبه ای با بی بی سی گفت: «هدف ندا آقای موسوی یا احمدی نژاد نبود. هدفش وطنش بود و برایش اهمیت داشت که در این راه قدم بردارد. بارها اشاره کرده بود که حتی اگر جانش را از دست بدهد و گلوله به قلبش بخورد، که اتفاقا گلوله به قلبش خورد، در همین راه قدم برخواهد داشت.»

در تصاویر و فیلمهایی که از خیزشهای مردمی در تهران و شهرهای دیگر کشور پخش می شود، نقش زنان به خوبی برجسته است. شرکت قهرمانانه زنان در این خیزشها و مشتهای گره کرده شان فریاد سه دهه ظلمی است که به آنان شده است. حضور پر رنگ زنان بر دموکراتیزه شدن این قیامها تاثیر خواهد گذاشت. مطالبه زنان فراتر از ابطال یک انتخابات مهندسی شده است. حقوق زنان و حقوق بشر همه نظم موجود را به چالش می کشد و دستیابی به آن از انگاره های حافظان نظم موجود به دور است. به همین جهت ندا نمونه ای از زنانی هست که قلبشان برای آزادی می تپد. زنان و مردان ازادیخواهی که چنین سینه هایشان را در برابر گلوله های مزدوران حکومتی سپر می کنند تبلور اراده ای برای تغییر دموکراتیک هستند و نمی توان آنان را در قفس تنگ نظام جمهوری اسلامی زندانی کرد. خصلت این خیزشهای خیابانی و به ویژه حضور گسترده زنان در آن نشان از عزم مردم برای تحقق دموکراسی و حکومتی لائیک است.

پاسخ كوبنده مردم تهران و جوانان اشرفنشان به ولىفقيه ارتجاع

پاسخ كوبنده مردم تهران و جوانان اشرفنشان به ولىفقيه ارتجاع
مسعود رجوى-30خرداد1388

4:35:02 AM 1388/4/1

مسعود رجوي رهبر مقاومت ايران
مسعود رجوي رهبر مقاومت ايران

رود خروشان خون شهيدان در ميهن اسير از 30خرداد1360 تا همين امروز 30خرداد1388، جريان دارد.
گزارشها تا حوالى نيمهشب در شنبه 30خرداد، حاكى از اين است كه ولىفقيه ارتجاع به دنبال خط و نشان كشيدنهاى ديروز، به كشتار و سركوب گسترده روى آورده است.
بنا بر آمار تقريبى ستاد اجتماعى مجاهدين در داخل كشور، امروز و امشب بيش از 3000نفر در تهران و شيراز و اصفهان و رشت و كرمان و بندرعباس و تبريز دستگير و به همين تعداد هم مجروح يا به‌شدت مصدوم شدهاند. شهيدان قيام در تهران و شهرهاى ديگر بيش از 90نفر است.
در تهران، گارد ويژه- وحشى ولايتفقيه، حتى از ساكنان خانههايى هم كه به مجروحان پناه دادهاند زهرچشم مى‌گيرد. بسيجيهاى 14-15ساله نيز به فرمان خامنهاى با سلاحهاى ساچمه‌يى بجانب مردم شليك مى‌كنند. در چندين گزارش آمده است كه با هليكوپتر بر روى سر مردم مايعى ريختند كه باعث سوزش و سوختن شديد مى‌شود. در تهران استخوانهاى يك مرد كهنسال را زير ضربات باتون شكستند. عين همين جنايت در شيراز در مورد يك زن كهنسال تكرار شده و اعتراض همه شاهدان صحنه را برانگيخته است.
شهرهاى آمل، اراك، اهواز، اردبيل، اروميه، بناب، بيرجند، بوشهر، بابل، بابلسر، بندرعباس، جهرم، خرمآباد، زاهدان، زنجان، قم، سيرجان، سنندج، شاهرود، شهسوار، قزوين، كرج، كرمانشاه، كاشان، گچساران، ياسوج، همدان، ماهشهر، مريوان، مشهد و يزد بسيار پرالتهاب هستند. بهخاطر قطع ارتباطات، دريافت گزارش بسيار دشوار و با تاخير همراه است. هدف از قطع انواع ارتباطات، لابد اين است كه دل نازك اختاپوس ولايت، از انتشار خبرها و تصاوير جنايتها در سراسر جهان، كمتر به‌درد بيايد!
*******
امروز اما دنيا، تصوير يك «ندا» ى معصوم و مظلوم ديگر را بر صفحات تلويزيون به چشم ديد كه در اميرآباد تهران پدرش در آخرين دم، بر بالين دختر به او مى‌گفت: «ندا، نترس!». اين با ششمين سالروز پركشيدن ندا حسنى همزمان بود. مشعلى فروزان و جاويدان، درآستان فرشته آزادى در كودتاى 17ژوئن براى سربريدن مقاومت ايران. انگاركه خون شهيدان، تمامى شهيدان و جاودانه فروغهاى 28سال گذشته، امروز در خيابانهاى تهران و شهرهاى ديگر ايران در جوشش است.
قيام امروز مردم تهران و جوانان اشرفنشان در سراسر ايران به‌راستى كوبندهترين پاسخ به ولىفقيه ارتجاع در روز گذشته بود. چه‌كسى گمان مى‌كرد كه باز هم، همين مردم و همين جوانان اشرفنشان، در بحبوحه تيغكشيهاى بسيج و سپاه و انتظامى، در حالى‌كه همه تظاهرات اعلام شده قبلى، صراحتاً لغو شده بود، اين چنين سينه سپر كنند و شاخ و شانه كشيدن غول عمامهدار ولايت را اين چنين درهم بشكنند. تلويزيون رژيم مى‌گفت «بهرغم لغو تجمعات، عدهيى اغتشاشگر جمع شده بودند كه پليس به‌شدت با آنها برخورد كرد». اما جوانان دلير و پاكباز در مصاف با مزدوران رژيم شعار مىدادند: «بسيجى بىغيرت، دشمن خون ملت». «خامنه‌اى حيا كن، سلطنتو رها كن».
همزمان در پاريس، در بزرگترين اجتماع ايرانيان در خارج كشور، هموطنانمان با مريم سرود آزادى مىخواندند:
آزادى، آزادى، آزادى
بگو: آزادى، آزادى، آزادى
اينها لحظاتى است كه در داخل و خارج ميهن اسير باز هم «تار‌و‌پود، بود‌و‌نبود و عطش سوزان ايران و ايرانى براى آزادى را در انظار جهانيان به‌نمايش گذاشت». «سلام بر ”ذبح عظيم“ ملت ايران در آستان فرشته آزادى كه خلق اسيرمان از يكصد سال پيش سر به‌پايش نهاده است. آزادى، اى خجسته آزادى…».
*******
بار خدايا، چه حكايت و چه مشيت است كه ما و ملت ما را اين چنين از صوراسرافيل تا فرخى و فاطمى و از احمدزاده و جزنى و حنيف كبير تا اشرف و موسى و صديقه و ندا… اين چنين به آزمايشى بزرگ كشيدهاى و در 30خرداد امسال هم بايد صفى جديد از شهيدان نثار كنيم؟
نه، اشتباه گفتم. عراق و افغانستان و لبنان و فلسطين را بنگريدكه تا چه اندازه خون مى‌دهند.
بها و خون بهاى آزادى بسا سنگين است. آن هم در مقابل رژيمى به قساوت خمينى و اصلاحطلبان كنونى كه حتى در قتل عام 30هزار زندانى دست بسته سرسوزنى ترديد نمىكنند و دم بر نمىآورند.
پس شكر خدا كه به ملت ايران و فرزندان رشيدش ظرفيت و توانمندى استمرار مبارزه 30سالهيى را داد كه اكنون اين‌چنين اساس نظام منفور ولايت را كه مهيبترين نيروى ارتجاعى تاريخ ايران است در هم مى‌كوبد. الذين صبروا وعلى ربهم يتوكلون: آنان كه صبر و ايستادگى پيشه كردند و بر پروردگارشان تكيه دارند…
فاستقيموا إليه واستغفروه وويل لّلمشركين: پس به‌سوى او و براى او (و آزادى و حقوق خلقتان) استقامت كنيد و استغفار كنيد و واى بر مرتجعان مشرك كه دين را سرمايه دنيا طلبى حقيرانه و حيوانى خود ساختهاند.
*******
خامنهاى اكنون از ”خباثت استكبار جهانى“ و ”نظام سلطه بينالمللى“ بسيار مىنالد. در حالى‌كه رژيم ولايتفقيه تاكنون صرفاً با استمالت و مماشات همين «نظام سلطه بينالمللى» سرپا مانده است. در غيراينصورت، گفتهايم و تكرار مى‌كنيم كه مردم ايران و مجاهدان آزادى، نه از تاك، نشان مىگذاشتند و نه از «تاكنشان». اگر راهبندها و زدوبندها نبود و اگر مقاومت عادلانه مردم ايران را به زنجير بينالمللى نمىكشيدند، امروز همانها كه ”جام زهر“ آتشبس تحميلى را به حلقوم خمينى ريختند، ريش و ريشه اين رژيم را به باد فنا داده و به آتشبس تحميلى با مردم ايران هم ناگزيرش مى‌كردند.
*******
جاى خوشوقتى است كه قدرتها و رؤساى عالم اكنون يكى پس از ديگرى به تقلبات و پوشالى بودن انتخابات اين رژيم اذعان مىكنند و بر حق مردم ايران و انتخاب و انتخابات آزاد، انگشت مى‌گذارند.
يكسال و اندى پيش در انتخابات مجلس ارتجاع پرسيدم كه «لطفاً به ما بگوييد كه دعواى ما با رژيم ولايتفقيه بر سر چه بود؟! بر سر حاكميت و رأى مردم بود يانبود؟ اگر قبول داريد كه انتخابات آزاد با رأى مساوى و مستقيم و مخفى آحاد مردم با نظارت ارگانهاى بينالمللى (كه پيوسته بر آن تأكيد كردهايم) اصل دعوا است، پس بايد از برچسب تروريستى به مجاهدين شرم نمود. نامشروع بودن نمايش انتخابات رژيم آخوندى را باور كنيم يا برچسب تروريستى به‌خاطر دفاع از انتخابات آزاد و حق حاكميت مردم را؟
خود مى‌كشى حافظ را
خود تعزيه ميدارى!؟»
********
ساليان سال بود كه در اين رژيم، تقلبهاى كلان در انتخابات پوشالى را برملا مى‌كرديم. مثلاًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً 30سال پيش در انتخابات مجلس اول در اسفند 1358، كه مجلس شوراى ملى نام داشت و خمينى هنوز جرأت نكرده بود آن را مجلس شوراى اسلامى بخواند، در روزهاى اول در رديفهاى نخستين بوديم، بعد به فتواى امام تقلب و ريا، صفحه چرخيد و صحنه عوض شد. من با چمدانى از مدارك تقلب، نزد رفسنجانى و مهدوى كنى و موسوى اردبيلى و شيبانى و عزت سحابى و حتى همين خامنهاى رفتم كه در آن زمان اعضاى «شوراى انقلاب» خمينى بودند. رفسنجانى و پس از او مهدوى كنى وزير كشور هم بودند. به قم نزد پسر خمينى هم رفتم. يكى از سوالاتم اين بود كه چرا رأى‌هايى را كه به من داده شده بود به نام رجايى (نخست وزير و رئيسجمهور بعدى رژيم) خوانديد؟ علماى صرف و نحو انتخابات نظام ولايت، به خنده گفتند، مگر نمى‌دانيد كه ”واو علّه ماقبل مفتوح در اسم رجوى در زمان قرائت الف خوانده مى‌شود؟!“ (منظورشان اين بود كه حرف واو كه در عربى جزء حروف علّه است اگر حرف ماقبل آن فتحه داشته باشد بايستى به الف تبديل شود). يكىشان هم گفت: چقدر روى شما زياد است، به ولايتفقيه رأى نداديد، ماه قبل (يعنى در بهمن 58) مى‌خواستيد رئيسجمهور بشويد، حالا ماه بعد مى‌خواهيد نماينده مجلس بشويد؟! پانصدوسىو چند هزار رأى را برايتان خواندند، همين كافى نبود؟!
گفتم: در مورد آرايى كه خوانديد، و به‌نظر مىرسد از خواندن آنها خسته شدهايد، خسته نباشيد و دستتان درد نكند! اما در موضوع كانديدتورى رياست جمهورى، قبل از ثبت‌نام و هم‌چنين در زمان ثبت‌نام در وزارت كشور خودتان هم نوشتم كه به قانون اساسى ولايتفقيه رأى ندادهام و اعتقاد هم ندارم، امابراى مسالمت و تغيير مسالمتآميز در چارچوب همين قانون اساسى، به آن ملتزم هستم. وانگهى، رياست جمهورى، رياست قوه مجريه است و ربطى به نمايندگى مجلس شوراى ملى ندارد. مجلس قوه ناظر و مقنن است و نه قوه اجرايى. در طرف ملت است و نه توى دولت… .
اما گوش «علما» به اين حرفها بدهكار نبود و عاقبت گفتند: تقصير از خودتان است!
پرسيدم چه تقصيرى؟ مگر ما چه كرده ايم؟
گفت كه يكبار ديگر همين اطلاعيه اعلام انصراف خودتان از رياست جمهورى را بخوانيد، وقتى كه زيرش از امام مىخواهيد كه يك فتوا هم عليه چماقدارى بدهد، اين طعنه زدن به امام و در بنبست گذاشتن نظام نيست؟ مىخواهيد امام را در زاويه بگذاريد كه اگر اين فتوايى را كه مى‌خواهيد بدهد، غرض اين است كه امت حزبالله را با آن مات كنيد و در بنبست بگذاريد تا ديگر كسى با مجاهدين كارى نداشته باشد و هر چه مى‌خواهند چماق زبانشان را عليه نظام به‌كار بيندازند. اما اگر امام چنين فتوايى را كه مى‌خواهيد ندهد، غرض اين است كه نشان بدهيد چماقدارى زير سر خود ايشان است.
******
حالا 30سال از آن زمان گذشته و ديگر لازم نيست تقلبات را ما بگوييم. خيلى چيزهارا خودشان مىگويند و مى‌نويسند. آن‌قدر كه معلوم مى‌شود حتى همين مقاومت ايران هم دربيان فضيحتهاى رژيم جانب احتياط را بسيار رعايت كرده تا به مبالغه متهم نشود.
- مثلاًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً مىنويسند كه به يكباره 5 ميليون از دارندگان حق رأى كم كردند تا ميزان تحريم، 5ميليون نفر پايين بيايد و درصد شركت كنندگان بالا برود.
-به جدول نتايج انتخابات كه وزارت كشورخودشان با عجله سرهمبندى و منتشر كرده است نگاه كنيد:
در سمنان 436هزارو 492نفرداراى حق رأى اعلام شدهانداما كل آراء مأخوذه را خودشان بيشتر از 484هزار اعلام كردهاند. يعنى بيش از 48هزار نفر بيشتر از تمامى كسانى كه حق رأى داشتهاند.
دراستان يزد هم آراء مأخوذه 100هزار نفر بيشتر از صددرصد كسانى است كه حق رأى داشتهاند.
در مازندران هم آراء مأخوذه بيشتر از دارندگان حق رأى است.
در كل خراسان كه شامل 3استان است و آمار دارندگان حق رأى به تفكيك استانى هم منتشر شده، وقتى آمار كل خراسان را ارائه مى‌دهد، 308هزار نفر اضافه بر مجموع سه استان است.
-موسوى كه در نامه به شوراى نگهبان، مدعى است انتخابات اين بار «حماسه‌يى» بوده كه در «تاريخ سه دهه انقلاب اسلامى ايران و مردم‌سالارى بى‌سابقه بود» چند سطر بعد درباره تقلبات تصريح مى‌كند كه «تخلفات و برنامهريزى اين اقدام مشمئز کننده از ماههاى پيش تدارک ديده شده بود».
-موسوى در مورد تعرفه‌ها هم مى‌گويد: در حالى كه «افراد واجد شرايط رأى دادن را حدود 000/200/45نفر اعلام کرده بودند، تعداد 000/600/59 برگه تعرفه رأى با شماره سريال چاپ شد. در روز 21خرداد ماه نيز علاوه بر آن، ميليونها برگه تعرفه ديگر بدون شماره سريال چاپ شده است». يعنى 15 الى 20ميليون رأى سازى قلابى ديگر به تصريح نخست وزيرپيشين همين رژيم.
-شعبده اتاق اشباح وزارت كشور تحت عنوان «اتاق تجميع آراء» را هم كارمندان ارشد اخراج شده از همين وزارتخانه فاش كردند؛ اتاقى كه در آن تعدادى انگشت شمار، به فرموده مقام ولايت، آمار و ارقام را طبق مهندسى از قبل انجام شده مى‌نويسند و تراز و اعلام مى‌كنند. كارمندان مزبوربا تأكيد براين‌كه «دوستداران نظام، انقلاب، رهبرى» هستند مى‌نويسند كه در انتخابات قبلى مجلس «از بيم و هراس آينده شغلى خود دم فرو بستيم، وليکن دچار عذاب وجدانى شدهايم که هنوز ادامه دارد». در ادامه همين عذاب وجدان ديررس مى‌گويند: «در اوايل ارديبهشت امسال… يکى از آقايان اساتيد حوزه و رئيس مؤسسه آموزشى در قم… در جلسه محرمانهيى با تفسير به رأى سوره بقره آيه 249 خواهان تغيير آراء به نفع کانديداى اقليت مىشودومى‌گويد بر شما مسئولين انتخابات، هر امرى واجب است». خلاصه اين‌كه «حکم شرعى تغيير آراء در انتخابات صادر شده است».
اين است مضمون رسوا شده «حماسه40ميليونى» و «شركت85درصدى» مردم در انتخابات آخوندى؛ حماسه حلبى قرودبه و سوراخ سوراخ كه ولىفقيه هنوز هم بيهوده در صدد رنگ و لعاب دادن به آن است؛ مكافات رژيمى كه حق حاكميت مردم را به‌سرقت ببرد، همين است. جز كف روى آب نيست. آخر و عاقبت ندارد و غضب خلق و خالق را به مصداق بارز «مغضوب عليهم» برمىانگيزد. ساحران فرعون را تداعى مى‌كند كه ريسمانها را مار جلوه مىدادند تا خلايق را بفريبند و مرعوب ولايت فرعونى كنند؛ با اين تفاوت كه آنها عاقبت در برابر اعجاز عصاى موسى سجده كردند و ايمان آوردند و به ‌همين خاطر فرعون دست وپايشان را بريد.
بگذريم كه آخوندهاى حاكم خوب مى‌دانند كه در فرهنگ قرآن، شعبده و جادوگرى يكى از 7گناه كبيره و نابخشودنى است.
باشد كه اعجاز حركت و خشم خلق در زنجير و جوشش خون شهيدان را اينان هم به چشم ببينند.
بار خدايا، هرمشت و لگد و هر باتون و شلاق و هر گلولهيى را كه برپيكر اين خلق ستمديده و فرزندانش وارد مى‌كنند به آمران و عاملان بازگردان.
*******
يادآورى اين نكته ضرورى است كه برخلاف 2خرداد سال 76 و داستان رياست جمهورى خاتمى، در انتخابات اخير هر چند كه تقلبات اهميت و جاى خود را دارد اما وقتى كه جناح مغلوب خودش خواهان ابطال است، موضوع اصلى، تقلب و ميزان آن نيست. اصل موضوع، شقه در بالا و قيام در پايين است.
ولىفقيه ارتجاع در انتخابات اين بار با صنعت مناظره، مى‌خواست از راه رفتن كبك سود بجويد، اما جهيدن قورباغه‌يى مرسوم درنظام ولايتفقيه راهم از ياد برد و از دست داد. نمى‌دانست كه مناظره براى اين رژيم، حتى با مراعات دقيق همه خطوط قرمز از سوى هر 4 نامزد، باز هم يك شيرينى مسموم محسوب مى‌شود. شكاف را به شقه بالغ مى‌كند، چه رسد به قباى از هم دريده يك نظام پوسيده و قرون وسطايى.
به اين مى‌گويند اشتباه محاسبه استراتژيك كه يادآور شكاف در سبك كار شاه و شريف امامى بعداز 17شهريور سال 1357 است. پس از سركوب 17شهريور خمينى به‌طور اساسى جا زد و تا يك هفته نطق نكشيد. اطرافيانش مى‌گفتند قلب آقا به‌خاطر كشتار 17شهريور خراب است و گاه در مورد دعوت روحانيت و مردم به مخالفت و تظاهرات، مى‌گويد اين چه كارى بود كه ما كرديم!
اما شريف امامى نخستوزير شاه به‌هنگام معرفى هيأت دولت جديد، باب بحث موافق و مخالف را در مجلس آريامهرى بازگشود. در اثناى همين بحثها كار به 17شهريور و حتى اعتصاب غذاى برخى نمايندگان كشيد و شكاف در بالا باز شد و دوباره فضا در پايين هم چرخيد و باز شد. سپس وقتى كه توده مردم مجددا به خيابانها ريختند، سر و كله خمينى هم براى موج سوارى پيدا شد.
********
واقعيت اين است كه خامنهاى از دستاوردهاى بادآورده جنگ كويت و جنگ در عراق و افغانستان و مخصوصاً از بمباران و خلع سلاح نيروى اصلى اپوزيسيون كه به نظر اغلب تحليلگران در همان سال 2003 تعادل استراتژيكى منطقه را به‌سود رژيم آخوندى برهم زد، غره شده بود و سوار بر «كيك زرد» اوهام غنى شده از دو دهه مفتخورى، از 4سال پيش كه احمدىنژاد را پس از جنگ عراق، از صندوق بيرون كشيد، گمان كرد كه رژيم آخوندى را بسا فراتر از خمينى مى‌تواند يكپايه كند و بقاى آنرا با بمب اتمى تضمين نمايد. احمدىنژاد در دور اول محصول جنگ در عراق و در دور دوم حاكى از جهش در ديكتاتورى و تكامل يكپايگى در ديكتاتورى ارتجاعى ولايتفقيه است. همين روند بود كه خود را در انتخابات اخير به نمايش گذاشت. لازمه آن جهش و اين يكپايگى ارتجاعى، بيرون كشيدن سرضرب و يك مرحله‌يى احمدىنژاد از صندوق بود. اين امر براى مقاومت ايران، غيرمنتظره و باعث تعجب نبود. شگفتى و غافلگير شدن به آن دستگاههاى نظرى و عملى مربوط مى‌شود كه رژيم آخوندى را تثبيت شده مى‌دانستند و مرعوب يا مسحور دود و دم آن بودند. به پتانسيل انفجارى جامعه و هم‌چنين به ضرورت و حقانيت مقاومت در برابر اين رژيم باور نداشتند. از اين‌رو گفتند و نوشتند كه از زير و رو شدن اوضاع ضمن 10روز، شوكه و بهت زده شدهاند. اگر30سال با رژيم آخوندى چنگ در چنگ و در نبرد تمام عيار باشيد، ترفندها و تاكتيكها و دود و دم آن‌را خوب باز مىشناسيد و بر سر بزنگاه قاطى نخواهيد كرد. هم‌چنان‌كه مسحور و مرعوب جنگطلبى ضدميهنى خمينى و هم‌چنين دود و دم اصلاحات ميانتهى خاتمى نشديم.
مقاومتى كه از 30خرداد سال 60 به‌بعد خواهان سرنگونى رژيم دجال و ضدبشرى خمينى و ديكتاتورى ولايتفقيه بوده و پيوسته شرايط عينى انقلاب دموكراتيك مردم ايران را مورد تأكيد قرار داده است، در اين سرفصلها غافلگير نمى‌شود. در غيراينصورت، شعار سرنگونى و ضرورت و حقانيت مبارزه براى جايگزين كردن اين رژيم با يك حاكميت دموكراتيك نادرست و ميان تهى بود.
********
چهار روز بعد از انتخابات اخير، خامنه‌اى در روز 26خرداد، در شرايطى كه قيام و تظاهرات سراسرى اوج مى‌گرفت، نمايندگان كانديداها را با مقامهاى وزارت كشور و ايادى خود در شوراى نگهبان و هم‌چنين چرخانندگان انتخابات جمع كرد و به آنها تكليف نمود كه بايد از هويت رژيم دفاع كنند و تصريح كرد كه حرف اصلى او اين است كه انتخابات نبايد مايه شقه و انشقاق رژيم شود. اين تلاشى بيهوده براى هم آوردن شقه و شكاف بود. اما قيام فرصت نداد. بخارهاى متراكم و انبار باروت در جامعه خفقان زده سر باز كرده و امان نمى‌داد. آن كس كه براى گرم كردن تنور انتخابات شيرينى مناظره را خورده بود اكنون بايد زهر آن‌را هم مىچشيد.
سپس در روز جمعه 29خرداد به لشكركشى و خط و نشان كشيدن پرداخت. در عين حال تلاش كرد شخص رفسنجانى را جذب يا لااقل خنثى كند. ناطق نورى را هم براى رو نشدن دست و ويژه نكردن رفسنجانى در كنار رفسنجانى پانسمان كرد. هدف اين بود كه در رأس رهبرى رژيم، بر شقه غلبه كند و آن‌گاه با دست باز و با همان الگوى سركوب قيام تيرماه 1378 به سركوب روى بياورد. هرچنددر خط اول جبهه رياست جمهورى، دعوا بين موسوى و احمدىنژاد است، اما در پشت جبهه، موضوع رهبرى و دعوا بين رفسنجانى و خامنهاى جريان داشته و دارد. ولىفقيه البته بايد به‌طور مبرم و مقدم در خط اول جبهه به موضوع موسوى بپردازد اما نقطه كليدى و تعيين كننده رفسنجانى است.
******
خامنه‌اى در موضعگيرى ديروزش نشان داد كه خط قرمز او تن دادن به رياست جمهورى موسوى است كه در اين شرايط داخلى و منطقه‌اى و بينالمللى به كنار زدن يا ميان تهى كردن ولىفقيه منجر مى‌شود.
بنابراين هر طور شده مى‌خواهد پاى گماشته خود احمدىنژاد را در مسند رياست محكم كند. بنابراين تلاش مى‌كند موسوى را با امتيازهاى فرعى جذب يا خنثى نمايد، يا با ارعاب و تهديد كنار بزند و مانند منتظرى بهنحوى نمدمال و از دور خارج كند. فعلا دستگيرى يا حذف فيزيكى موسوى نمى صرفد و نتيجه معكوس دارد مگر اين‌كه كار به جاى باريك برسد و وضعيت رژيم آن‌قدر خراب باشد كه چاره‌يى جز اين پيدا نشود.
موسوى هم يا بايد مانند خاتمى در قيام تير 78 كرنش و خيانت كند و يا از ولايتفقيه كه مجدداً به آن اعلام وفادارى كرده است فاصله بگيرد.
******
جاى خوشوقتى است كه آقاى موسوى، نخستوزير خمينى و خامنهاى، سرانجام پس از 30سال بوى مشمئز كننده انتخابات رژيم ولايتفقيه را كه از اساس در تعارض ماهوى با حاكميت و رأى مردم مى باشد، استشمام كرده و دم از «تغيير» مى‌زند. اما اين كافى نيست. بايد قدمهاى بيشترى برداشت و رژيم ارتجاعى ولايتفقيه را در تماميت خود به زبالهدان تاريخ انداخت. هم او بود كه در شهريور سال 1367 پس از آتشبس و در بحبوحه قتل عام زندانيان سياسى به صراحت در مقام نخستوزير «با اشاره به شعارهاى انقلاب اسلامى از جمله آزادى قدس و مبارزه با استكبار» مى‌گفت: «اين شعارها باعث پيروزى انقلاب شد و ما را در معركه توطئهها پيروز كرد و همين شعارها امنيت و مصالح ملى ما را حفظ كرد. شعار مرگ بر آمريكا و ديگر شعارهاى مردمى و اسلامى مهمترين ابزار براى مقابله با گروههاى كمونيستى، مائوئيستى و منافقين بود و شعار مرگ بر آمريكا بيش از دستگاههاى اطلاعاتى در از بين بردن اين گروهها نقش داشته است. در شرايط جديد و بعد از جنگ بايد بسيار دقت كنيم اهداف و شعارهاى انقلاب نبايد تغيير كند… اين شعارها كه در طول جنگ كارساز بود پس از جنگ كارسازتر خواهد بود» (جمهورى اسلامى - 12شهريور 67).
******
هموطنان عزيز،
جوانان و نيروهاى پايدار انقلاب دموكراتيك مردم ايران،
عنصر اصلى و تعيين كننده، شماييد و فقط شما. كس نخارد پشت ما، جز ناخن انگشت ما.
حرف اصلى و نهايى را شما مىزنيد. سياستبازان و سياست پيشگان نهايتاً خود را با همين شاخص اصلى و اساسى تنظيم مى‌كنند.
حرف اصلى اين است كه اگر مانند مجاهدان آزادىستان اشرف چون كوه استوار بمانيد و بهاى آنرا هم هر چه باشد بپردازيد، دنيايى به حمايت برمى‌خيزد و بشريت معاصر با ارزشهاى بدون مرز انسانى با آزادىخواهى خود در كنار ملت ما قرار مى‌گيرد. دنياى سياست و تعادل قوا نيز خواه و ناخواه خود را با همين موج تطبيق مى‌دهد.
از اين‌رو همه چيز، در شما، در تكتك شما، در قلب و روح و ضمير و دستهاى توانا و گامهاى استوار شما خلاصه مى‌شود. حق و آزادى را به رايگان به هيچ ملتى هديه نمى‌كنند. بايد براى آن قيمت داد. اين تمام مسأله است.
در برابر دود و دم و تنوره كشيدن عفريت ولايت محكم و استوار بايستيد.
با شهيدان عهد وفا و پايدارى ببنديد.
در ايران دوران جديدى آغاز شده كه فصل پايانى ولايتفقيه و فاشيسم تكپايه و لنگان دينى است.
******
اجازه بدهيد آن‌چه را در آبان 1386 گفتم، مجدداً خطاب به ولىفقيه ارتجاع يادآورى كنم:
«رژيم پوسيده آخوندى دو راه بيشتر ندارد:
يا عقب بنشيند و جامهاى زهر زنجيرهيى را يكى پس از ديگرى سر بكشد تا بالمال طلسم اختناق درهم بشكند.
يا با انقباض و ميليتاريسم هر چه بيشتر، به پيشروى و ماجراجويى روى بياورد تا ضربات و عواقب بعدى آن را تحمل كند.
تا آن‌جا كه به ما مربوط مى‌شود، گفتهايم و تكرار مىكنيم كه مىخواهيم هر چه سريعتر پس بنشيند، هر چند كه اين فرض بسيار بعيد بنظر مىرسد، اما در اين‌صورت قيمت هر چه كمترى مى‌پردازيم. از اين‌رو، با قطع و يقين مىگوييم: بفرماييد عقب بنشينيد، خواهش مىكنيم عقب بنشينيد و واپس بتمرگيد! در اين‌صورت مردم ايران و جوانان مبارز و مجاهد اين ميهن، خوب مىدانند شما را، با ارتش قيام، چگونه جارو كنند و به زبالهدان تاريخ بريزند!
اما اگر ناپرهيزى نموديد و… هوا برتان داشت و در مدلهاى پاسدار نشان احمدىنژادى پيش رفتيد؛ اگر هم‌چنان‌كه در سر داريد، به تصفيههاى بزرگ و به سركوب هر چه بيشتر و به كشتار براى جلوگيرى از قيام روى آورديد، وعده نهايى ارتش آزادى با شما، در تهران… … .
به‌روشنى مىتوان ديد كه اين رژيم در بنبست است، به آخرخط رسيده و راه پس و پيش ندارد. نتيجه در هر حال و با همه فراز و نشيبها يكى است: راهحل مريم در پايتخت شيروخورشيد پيروز مى‌شود…
سلام بر خلق - سلام بر آزادى»
مسعود رجوي
30خرداد 1388.

نسخه آماده چاپ

دوشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۸

emal-e jenayat-e zed-e ensani dar Iran!

lotfan be peyvast-ha tavajoh konid.

مشاور خامنه ای جنایتکار پرسنل بیمارستانی را تهدید کرد

سایت امروز در تهران: این اخبار را به هر نحو که می توانید منعکس کنید: 1- اکثر مجروحانی که در حادثه کوی دانشگاه وضعیت بدی داشتندً از ناحیه سینه مورد اصابت چاقو قرار گرفته بودند. 2- تقریباً تمامی کشته شدگان حوادث اخیر از ناحیه سر و بالاتنه مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند. این امر حاکی از آن است که شلیک کنندگان به سوی دانشجویان و مردم یا لباس شخصی های مسلح بوده اند زیرا نیروی انتظامی آموزش دیده در برخورد با تظاهرات دستور به شلیک تیر هوایی یا در شرایط حاد دستور به هدف گرفتن پایین تنه تظاهر کنندگان را دارد و یا اگر نیروی انتظامی بوده اند دستور کشتار تظاهر کنندگان را داشته اند. 3- پزشکان بیمارستان رسول اکرم با مشاهده مقتولین به اعتراض دست از کار کشیده و با صدور بیانیه ای افشا کرده اند که مقتولین حوادث اخیر که همگی از ناحیه سر و بالاتنه مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند. 4- به پزشکان بیمارستان رسول اکرم دستور داده شده است که علت مرگ مقتولین حوادث اخیر را مرگ بیمار در زیر عمل جراحی بنویسند. 5- دکتر ولایتی کلیه رؤسای دانشگاه های پزشکی را در جلسه ای دعوت کرده و طی تحلیلی به ایشان گفته است. نظام از آغاز تا کنون مراحل حساسی را با موفقیت پشت سر گذاشته است. مرحله حذف شریعتمداری، ما جرای بنی صدر،ماجرای آیت الله منتظری، 18 تیر و اکنون تصمیم دارد که این مرحله را با قاطعیت پشت سربگذارد. وی سپس رؤسای دانشگاه های پزشکی حاضر در جلسه را تهدید کرده است که اگر با تحصن و یا اعتصاب های احتمالی استادان و پزشکان در بیمارستان ها و دانشکده های تحت مدیریت خود قاطعانه عمل نکنند با آنها برخورد خواهد شد.

chenan-che az daryaft email-haye man ke serfan jahat-e etela-resani daran, khosh-nood nistid, lotfan etela dahid ta email-e shoma ra hazf konam.


View your Twitter and Flickr updates from one place – Learn more!

یکشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۸۸

Tarikh ra Todeh-ha mi-sazand!

Dost-e gerami,
Ba Dorood,
 
Maghaleh-ei ke dar peyvast molahezeh mi-namaeid, be ghalam-e Refigh Ashraf-e Dehghani dar rabateh ba roydad-haye akhir-e Iran mibashad.
 
Pirooz bashid,
Ramin


Beyond Hotmail - see what else you can do with Windows Live. Find out more.

جمعه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۸

می خواهی خواسته ات را بشنوند، آنرا فریاد کن


می خواهی خواسته ات را بشنوند، آنرا فریاد کن

جعفر پویه

حضور قدرتمند مردم در خیابانهای شهرهای کشور و اعتراض یکپارچه آنان، بر علیه کودتای سفیدی است که علی خامنه‌ای و دار و دسته او با یک انتخابات مهندسی شده در کشور انجام داده اند. مردم به جان آمده از ظلم و ستم جمهوری اسلامی و دد منشی گماشتگان آن عزم خود را جزم کرده اند تا بساط دجالان و سرکوبگران را برای همیشه برچینند. به همین دلیل روزها به خیابان می آیند و شبها بر پشت بام خانه با فریاد اعتراض آمیز، خواب را در چشمان گزمگان استبداد می شکنند. هرچند حضور قدرتمند آنها در خیابان خود گویای هزاران فریاد فرو خورده است، اما نباید فراموش کرد که کسانی در پس پرده مشغول زد و بند هستند تا اعتراض یکپارچه آنها را وج المصالحه تقسیم قدرت در بالا قرار دهند و از آب گل آلود ماهی بگیرند. به همین دلیل اعتراض ساکت تا جایی قابل قبول است و از آن به بعد برداشت دیگری از آن خواهد شد. این سکوت دست زد و بندچی ها را باز می گذارد تا در پس پرده خود را رهبر مردمی بنامند که گوش بفرمان آنها دارند. یعنی دستور از بالا برای ساکت شدن تعبیر به این می شود که آنها همچون کودک مودبی تحت تاثیر و ولایت کسانی دیگر که خود را قیم آنان می نامند قرار دارند. به همین دلیل و برای جلوگیری از هرگونه معامله بر سر خواست مردم حاضر در خیابانها درست تر آنست که سکوت را غالب بر کل جمعیت نکنند و با تکرار خواسته های خود به هر شیوه ممکن صدای اعتراض خود را به آنانیکه در پس پرده آهنین نشسته اند برسانند. نیاز به تکرار ندارد که اگر کسی می خواهد تا به خواسته او گوش کنند باید صدای خود را بلند کند. این ضرب المثل میهنی تا "نگرید طفل، کی نوشد لبن" گویای هم این وضعیت است. هرچند اروپایی ها نیز ضرب المثلی مشابه دارند که می گوید: "می خواهی خواسته ات را بشنوند، آنرا فریاد کن".
تکرار خواست همگانی مردم که ابطال انتخابات است باید دایم تکرار شود. باید بر علیه متقلبان و رای سازان شعار داد و با حفظ همبستگی و نظم با صدای بلند کودتای علی خامنه ای و دار و دسته او را ناکار کرد. نباید اجازه داد خواسته جمعیت در یک نقطه منجمد شود. باید آزادی زندانیان سیاسی و دستگر شدگان را به خواسته ها افزود. باید خواست معرفی آمران و عاملان کشتار مردم و اوباش حمله کننده به دانشگاهها و ضرب و شتم و قتل دانشجویان و محاکمه آنان را فریاد کرد.
اینکار به معنی ناکارآمد کردن قیم ها از یک طرف و سیقل دادن اراده جمعی برای دستیابی به شعارهایی زیباتر و خواسته هایی فرموله شده ضروری است.

ابطال انتخابات رژيم و انحلال كليه نهادهاى ارتجاعى: ولايت فقيه، سپاه پاسداران، بسيج ضدمردمى و اطلاعات بدنام آخوندى

ابطال انتخابات رژيم و انحلال كليه نهادهاى ارتجاعى:
ولايت فقيه، سپاه پاسداران، بسيج ضدمردمى و اطلاعات بدنام آخوندى
مسعود رجوى - 27خرداد1388

8:27:59 AM 1388/3/28
مسعود رجوي رهبر مقاومت ايران
مسعود رجوي رهبر مقاومت ايران

به نام خدا
و
به نام خلق قهرمان ايران
در آستانه 30خرداد، سرآغاز مقاومت در برابر استبداد دينى، روز شهدا و زندانيان سياسى و تأسيس ارتش آزاديبخش ملى؛ با درود به تمامى شهيدان و جاودانه فروغهاى آزادى كه اكنون در سراسر ميهن اشغال شده شكوفا و تكثير شدهاند، نيروهاى انقلاب دموكراتيك مردم ايران، به‌ويژه جوانان دلير ميهن و دانشجويان پيشتاز را هم‌چون شيرزنان و كوهمردان اشرف، به ايستادگى حداكثر و به هر قيمت در برابر رژيم ولايت فقيه فرا مى‌خوانم.
هم‌چنان‌كه رئيسجمهور برگزيده مقاومت بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات آخوندى گفته است، «اين، آغاز پايان رژيم ولايت فقيه است».
اگر ايستادگى كنيد، جهان در كنارتان مىايستد.
اگر ايران برخيزد، جهان به حمايت برمىخيزد.
خامنهاى مىگويد «اساس قضيه، دفاع از نظام است» و همه بايد در برابر كسانى كه «با اصل نظام مخالفند… . سريع موضع بگيرند». سردمداران «سلطنت مطلقه فقيه»، شما را با فرافكنى، اخلالگر و خرابكار و اراذل و اوباش مىخوانند. شركا و همدستان ديرين از «اغتشاش» و «حركات كور» كه در انقلاب ضدسلطنتى كاملاًًًً حلال و به‌جا مى‌دانستند، پرهيز مى‌دهند.
اما شما، دلير و بى‌باك، با خون پاكتان، در صفوف پرنور و پرشور، زنگهاى پايان ديكتاتورى دينى را به‌صدا درآورديد و به بهترين صورت پاسخ داديد:
آن خس و خاشاک تويى
پست‌تر از خاک تويى
شور منم نور منم
عاشق رنجور منم
زور تويى، کور تويى
هاله بىنور تويى
دلير بىباک منم
مالک اين خاک منم
مرگ مرگ تا پيروزى
مرگ بر ديکتاتور
آرى، اكنون شما زن و مرد جنگيد و، تا رژيم ولايت فقيه هست، در هر كوى و برزن برمى‌خيزيد و برمى‌خروشيد.
هم‌چنان‌كه رئيسجمهور برگزيده مقاومت اعلام كرده است، بايد قويا از ابطال انتخابات اين رژيم استقبال نمود. انتخابات آزاد بايد تحت نظر ملل متحد، بر اساس اصل حاكميت مردم، صورت بگيرد.
لازمه انتخابات آزاد و حاكميت مردم ايران، هم‌چنان‌كه شوراى ملى مقاومت از سال 1360 اعلام كرده‌است، ابطال و انحلال كليه نهادهاى ارتجاعى و در رأس همه آنها ولايت فقيه، سپاه پاسداران، بسيج ضدمردمى و اطلاعات بدنام آخوندى است.
شوراى ملى مقاومت ايران در اسفند1360 در ماده چهارم سند «وظايف مبرم دولت موقت» موارد زير را خواسته عموم مردم ايران و لازمه يك جمهورى آزاد و دموكراتيك شناخت:
«خلع سلاح و انحلال كليه نهادهاى ارتجاعى و دستگاههاى سركوب، جاسوسى، تفتيش عقايد و سانسور رژيم خمينى اعم از: به اصطلاح دادگاهها و دادسراهاى انقلاب اسلامى، محاكم شرع، دواير سياسى- ايدئولوژيك، كميته‌ها، پاسداران، انجمنهاى به اصطلاح اسلامى، بسيج ضدمردمى، شوراى انقلاب فرهنگى، جهاد دانشگاهى، امور تربيتى و نهادهاى سركوبگر ضددهقانى و ضدكارگرى»
صدايتان عليه ديكتاتورى هر چه بلندتر!
فريادتان براى آزادى هر چه كوبندهتر!
مشتهايتان گره كردهتر و گامهايتان هر چه استوارتر!
هم‌چون زنان اشرفنگين و مردان اشرفنشان، كوهها بجنبند اما شما از جاى خود براى آزادى خلق در زنجيرتان تكان نخوريد!
به هموطنانمان در خارج از كشور نيز براى حمايت از شما و اشرفيان در تظاهرات و تحصنهاى 5ماهه صميمانه درود مىفرستم. باشد كه در 30خرداد، روز شهيدان و زندانيان سياسى، براى شما و براى آزادى، با مريم و در كنار مريم، قاصدان و پيام آوران همه ما و خلق ما باشند.
رود خروشان خون شهيدان
در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادى ايران
ضامن پيروزى محتوم خلق ماست


پيام ويدويى رهبر مقاومت:


نسخه آماده چاپ

چهارشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۸

نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم


نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم

زینت میرهاشمی

دو شنبه شب (25 خرداد)، در حالی که مزدوران بسیجی به روی مردم رگبار بستند، زنان و مردان فریاد می زدند، نترسید نترسید ما همه با هم هستیم. روز سه شنبه صدها هزار نفر از مردم دست به راهپیمایی زدند. ولی فقیه روز سه شنبه بی شرمانه جوانانی که بی باکانه سینه هایشان را در مقابل مزدوران سپر می کنند را عده ای آشوبگر خطاب کرد. گماشته او قبلا مردم را «خس و خاشاک» خطاب کرده بود. لشکر ضد شورش سپاه پاسداران در بیانیه خود در حمایت از راهپیمایی طرفدران احمدی نژاد، مردم را «خناسان» اعلام کرد.

در مقابل کارکنان و پرستاران بیمارستان «رسول اکرم» محلی که 8 نفر از تظاهرکنندگان شهید شده بودند، دست به اعتراض و راهپیمایی زدند. آنها تنفر عمیق خود را به این جنایتها نشان دادند.

ولی فقیه و گماشته اش احمدی نژاد، به خوبی می دانند که جنبش عظیم مردمی که در خیابانها به راه افتاده است خواهان تغییر دمکراتیک در ایران است. حرفهای خامنه ای و احمدی نژاد، توهینی به خواست و اراده مردم است.

خود را شریک غم خانواده های جانباختگان روزهای اخیر و نیز دانشجویان کوی دانشگاه می دانیم و خواستار آزادی همه دستگیرشدگان و نیز زندانیان سیاسی هستیم.