دوشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۸۹

"نه!" شعار پنج راست قامت ، حرف آخر بیشماران


دوشنبه 20 اردیبهشت 1389 - 10 می 2010

بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

به مناسبت اول ماه مه، روز همبستگي جهاني كارگران

جنبش توانمند کارگری در سالی که گذشت

مصاحبه مریم افشاری با آقای علی رضا بیانی، شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری

فراسوی خبر... 20 اردیبهشت

"نه!" شعار پنج راست قامت ، حرف آخر بیشماران

لیلا جدیدی

"نه گفتی و سر به دار سپردی تا راست قامت بمانی"، فرزاد کمانگر پیش از آنکه به دست حکومت جنایتکاران و تجاوزگران به جوخه اعدام سپرده شود، این سخنان را در سوگ رفیق مبارز خود، احسان فتاحیان گفته بود.

صبح روز یکشنبه، پنج انسان وفادار، پنج فرزند از خانواده زحمتکشان ایرانی که چهار نفر آنان از مبارزان کرد بودند، فرزاد کمانگر، شیرین علم‌هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان توسط جنایتکاران رژیم و به امر خامنه ای به جوخه اعدام سپرده شدند.

از همان نخستین روزهای حکومت جمهوری اسلامی آنها که با قامت ایستاده در برابر رژیمی که می رفت تا به یکی از خونخوار ترین و جنایتکار ترین رژیمهای تاریخ بشری تبدیل شود "نه!" گفتند، به تیرکهای اعدام بسته شدند که اوج آن در دهه 60 بود. اکنون یک بار دیگر که موج اعتراضها، حفره های ایجاد شده در بنیانهای حکومت ظلم را فراخ تر کرده است، حکومت ولی فقیه خون وفاداران به مردم را می ریزد تا مردم را از خواست زندگی بهتر منصرف کند و هراس خود از سقوط حتمی را تخفیف دهد.

تاثیر این جنایت اما آنطور که رژیم می خواهد، خاموش شدن آتش جنبش اجتماعی نخواهد بود. پیامد این بی عدالتی، بر افروخته شدن خشم مردم و انزجار بیشتر از حکومت تبهکاری است که خود قبر کن خود شده است.

مشخص است که حکومت خامنه ای از تاثیر این جنایت نفرت انگیز در افکار مردم ایران بی خبر نیست و به همین دلیل نه تنها از دو روز پیش خطهای تلفن به داخل زندان را قطع می کند بلکه، بدون اطلاع دادن به وکلا و خانواده های این "قامتهای ایستاده"، خون آنان را می ریزد و همزمان، مزدوران امنیتی و انتظامی خود را در شهرهای کردستان مستقر می کند.

خانواده و دوستان جانباختگان که خبر این جنایت بزرگ را از طریق روزنامه ها دریافت کردند، به جای سکوت که خواست رژیم است، با حمایت از جانب مردم کردستان دست به اعتراض زده و همچنین قرار است امروز، 20 اردیبهشت از ساعت 11 صبح برای برگزاری یک تجمع اعتراضی مقابل درب ورودی دانشگاه تهران گرد هم آیند.

با این حال، اعتراض به این جنایت نباید محدود به خانواده و دوستان و یا خبرنگاران و فعالان حقوق بشر و حتی دانشجویان مبارز کشور بماند. اعتراضها باید عمومی و وسیع، با شرکت همه کسانی که به آینده خود و فرزندانشان می اندیشند باشد. سکوت در برابر این جنایت، دامن گیر همه مردم ایران خواهد شد.

قتل پنج زندانی سیاسی پس از شکنجه های روحی و جسمی و همچنین شکنجه و زمینه چینی برای اعدام دیگر اسرا، هتک حرمت و تجاوز به زندگی و انسانیت تک تک شهروندان ایرانی در هر جای دنیا که باشند، است. اگر امروز در اتحاد با هم علیه این جنایت بر پا نخیزیم، دست خامنه ای و آدم ربایان و تجاوز گران و قاتلان او را بر خویش باز تر کرده ایم.

باید نشان دهیم آنان که به ولی فقیه و قاتلان سینه چاکش "نه!" می گویند، از میان بیشماران برخاسته اند.

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۹

فراخوان براى آزادى وکيلان، فرهنگيان و جوانان بازداشت شده

فراخوان براى آزادى وکيلان، فرهنگيان و جوانان بازداشت شده

تظاهرات اعتراضى فرهنگيان - آرشيو
تظاهرات اعتراضى فرهنگيان - آرشيو

بازداشتهاى خودسرانه فعالان سياسى، فعالان حقوق مدنى و جوانان به بهانههاى مختلف و به منظور تشديد فضاى ارعاب در جامعه ادامه دارد

روز شنبه ۱۱ارديبهشت، در روز جهانى کارگر، عوامل اطلاعات آخوندها، آقاى اوليايى فرد، حقوقدان و وکيل پايه يک دادگسترى، را به دروغ و به بهانه بررسى پرونده موکلانش به دادسراى انقلاب آخوندها فراخواندند و پس از مراجعه وى، دستگيرش کرده و با غل و زنجير به زندان منتقل کردند.
اوليايى فرد وکيل فعالان کارگرى بازداشت شده، فعالان حقوق کودکان و شمارى از زندانيان زير۱۸سال محکوم به اعدام است. دژخيمان رژيم براى اعمال فشار بر اين وکيل، او را به «تبليغ عليه نظام» و «نشر اکاذيب» متهم و به تحمل يک سال حبس تعزيرى محکوم کردهاند.
وى در رابطه با اين حکم، که تاکنون بهطور رسمى به او و وکيلان مدافعش ابلاغ نشده، پيش از اين نيز در روز ۱۷اسفند ۸۸ دستگير و به مدت يک هفته زندانى شده بود. همچنين، در روز چهارشنبه ۸ارديبهشت دو جوان به نامهاى سينا ظهيرى مسگر و شايان سادات شريف در تهران دستگير شد و به نقطه نامعلومى منتقل شدند.

در روزهاى ۷و ۹ ارديبهشت، آقايان عليرضا هاشمى، دبيرکل سازمان معلمان ايران، على اکبر باغانى دبيرکل و محمد بهشتى لنگرودى سخنگوى اين کانون بازداشت شدند. آقايان باغانى و بهشتى به بند۲۰۹ اوين منتقل شدند. اما خانواده آقاى هاشمى از علت بازداشت، محل نگهدارى و وضعيت او اطلاعى ندارند. عليرضا هاشمى، پيش از اين نيز دوبار (اسفند۸۵ و در جريان قيام۸۸ ) بازداشت و به زندان اوين منتقل شده است.
اين دستگيريها بهخاطر اعتراضهاى اين کانون به وضعيت اسفبار زندگى فرهنگيان کشور و همچنين بازداشتها و احکام جنايتکارانهيى است که دژخيمان رژيم در مورد معلمان بازداشتى از جمله عبدالرضا قنبرى، عبدالله مومنى، هاشم خواستار، محمد داورى، فرزاد کمانگر و رسول بداقى صادر کردهاند.
متعاقبا، شمارى از معلمان، در روز ۱۲ارديبهشت، روز معلم، که براى بزرگداشت خاطره معلم شهيد «دکتر ابوالحسن خانعلى» بر سر مزار او در ابنبابويه گرد آمده بودند، توسط عوامل اطلاعات آخوندها بازداشت شدند.

دستگيريهاى معلمان و فرهنگيان آزاده به تهران محدود نشد. در همدان نيز ۴ تن از معلمان به اسامى جلال نادرى، على نجفى، محمد خانى و سعيد جهان آرا دستگير شدند. در شهرهاى همدان، تبريز و کرمانشاه نيز اطلاعات آخوندها با احضارهاى پياپى، بازجويى و تهديد اعضا و مسئولان کانون صنفى معلمان يا صدور احکام بىشرمانه جريمه نقدى و شلاق براى فرهنگيان شريف، تلاش کردند آنها را از هرگونه اعتراض در روز معلم بازدارند. فيلتر کردن وبلاگهاى کانونهاى صنفى معلمان از ديگر موارد اعمال فشار رژيم بر فرهنگيان کشور است.

مقاومت ايران عموم مراجع و سازمانهاى بينالمللى مدافع حقوقبشر، سنديکاهاى بينالمللى حقوقدانان و وکيلان و سنديکاهاى بينالمللى معلمان و فرهنگيان را به محکوم کردن سرکوب وکيلان، معلمان و فرهنگيان و عموم فعالان سياسى توسط فاشيسم دينى حاکم فرا مىخواند و خواستار اقدامى عاجل جهت توقف بازداشتهاى خودسرانه در ايران و آزادى بىقيد و شرط زندانيان سياسى است.

دبيرخانه شوراى ملى مقاومت ايران
۱۴ارديبهشت۱۳۸۹ (۴ مه ۲۰۱۰ )

کارگران کارخانه چینی البرز قربانیان خصوصی سازی


چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389 - 5 می 2010

اول ماه مه کلن – آلمان در همبستگی با جنبش بیشماران (گزارش و آلبوم عکس)

روز جهانی کارگر دویسبورگ - آلمان (گزارش و آلبوم عکس)

بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

به مناسبت اول ماه مه، روز همبستگي جهاني كارگران

جنبش توانمند کارگری در سالی که گذشت

مصاحبه مریم افشاری با آقای علی رضا بیانی، شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری

نبرد خلق به صورت یک فایل پ د اف

فراسوی خبر... 15 اردیبهشت

کارگران کارخانه چینی البرز قربانیان خصوصی سازی

زینت میرهاشمی

کارگران کارخانه چینی سازی البرز واقع در قزوین، در اعتراض به انحلال این کارخانه روز سه شنبه 14 اردیبهشت در مقابل دفتر سهامدار عمده این واحد تولیدی گردهمایی اعتراضی برپا نمودند. در حالی تصمیم به بسته شدن این واحد تولیدی گرفته می شود که کارگران آن مدت 7 ماه است حقوقی دریافت نکرده اند. کارخانه چینی سازی البرز مدت 6 سال است که گرفتار سیاست خصوصی سازی شده و سهام آن با قیمت ارزان به خودیها واگذار شده است.

در جا به جایی مدیریت و سهامدار این واحد تولیدی، تا کنون کارگران این کارخانه به دلیل عدم دریافت حقوق و بلاتکلیفی چندین بار دست به تجمع اعتراضی و نیز تحصن زده اند. سهامداران این واحد تولیدی به بهانه بحرانی بودن این واحد تولیدی وامها و تسهیلات بانکی دریافت کردند که هیچ بهبودی در وضعیت تولید و کار این کارخانه صورت نگرفت.

150 نفر از کارگران این واحد تولیدی در روز 8 اردیبهشت در اعتراض به بسته شدن کارخانه به تهران آمدن و در مقابل وزارت صنایع و معادن تجمع اعتراضی بر پا نمودند. مقامات این وزارتخانه در پاسخ کارگران، آنها را یاغی و اغتشاشگر خطاب کردند.

احمدی نژاد در مصاحبه ای در دسامبر 2009 در کپنهاک، بی شرمانه اعلام کرد که «ما در ایران فقیری که نیازمند نان شب باشد نداریم». نگاهی به وضعیت معاشی کارگران و مزدبگیرانی که علاوه بر این که حقوقشان ناچیز و با استانداردهای زندگی در سطح معمولی خوانایی ندارد، از دریافت همان حقوق ناجیز محرومند، گسترش فقر را می توان دید. احمدی نژاد در همان مصاحبه با دروغگویی ادعا کرد که زندگی مردم بعد از انقلاب ضد سلطنتی بهتر شده و در هنگام انقلاب 95 درصد مردم زیر فقر کامل به سر می بردند.

حرکتهای اعتراضی کارگران زیر حضور ماموران سرکوبگر در خیابانها و دستگیری گسترده فعالان کارگری و تهدید آنها به عدم شرکت در راهپیمایی، مطالبات کارگری را از کارخانه ها به سطح خیابانها کشاند. حضور ماموران و عدم اجازه برگزاری آزادانه روز کارگر، نمودی از مخالفت کارگران و زحمتکشان و همه اقشار جامعه با نظام حاکم است. سیاستهای بی دنده و ترمز اقتصادی احمدی نژاد که همراه با بسته شدن هر چه بیشتر فضای سیاسی به نفع باندهای خاصی از سرمایه داری است، به سیاسی شدن هر چه بیشتر حرکتهای کارگری خواهد انجامید. در هیچ دوره ای از تاریخ مبارزه مردم ایران ما شاهد این میزان دستگیری و فشار روی کارگران و مزدبگیران نبوده ایم. وجود رهبران سندیکاهای کارگری و نیز فعالان کارگری در زندان و تاثیرات آن بر حنبش ازادیخواهانه مردم ایران، به موقعیت جنبش کارگری اهمیت ویژه ای می دهد. از همین زاویه رژیم، تشکل یابی کارگران، معلمان و کارمندان را بر نمی تابد و شدیدا با آن به مقابله برخاسته است. قرارگرفتن این خواست در سر لوحه مطالبات کارگران در روز کارگر، چشم اندازهای امیدبخشی برای جنبش کارگری به همراه دارد.


سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۹

منفورترین چهره جهانی، از اصلاح جهان حرف می زند



اول ماه مه کلن – آلمان در همبستگی با جنبش بیشماران (گزارش و آلبوم عکس)

روز جهانی کارگر دویسبورگ - آلمان (گزارش و آلبوم عکس)

بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

به مناسبت اول ماه مه، روز همبستگي جهاني كارگران

جنبش توانمند کارگری در سالی که گذشت

مصاحبه مریم افشاری با آقای علی رضا بیانی، شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری

نبرد خلق به صورت یک فایل پ د اف

فراسوی خبر... 14 اردیبهشت

منفورترین چهره جهانی، از اصلاح جهان حرف می زند

زینت میرهاشمی

در حالی که حکومت ایران متهم به نقض مفاد پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی است و هر روز بیش از روز قبل جهانیان به این واقعیت پی می برند که رژیم ایران به دنبال دستیابی به سلاح اتمی است، احمدی نژاد در سخن پراکنی خود در مقر سازمان ملل متحد طی یک پیشنهاد 11 ماده ای خواستار اصلاح سازمان انرژی اتمی شد. پاسدار جنگ طلب، خواستار صلح و امنیت جهانی شد.

احمدی نژاد روز دوشنبه 13 اردیبهشت در کنفرانس بازبینی پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی در مقر سازمان ملل در نیویورک شرکت کرد. وی که بر صندلی متهم به نقض قوانین بین المللی قرار دارد با انداختن توپ به زمین طرفهای مقابل، کشورهای دیگر را مورد تهاجم قرار داد. احمدی نژاد با سخن پراکنیهای غیر واقعی و فریبکارانه بار دیگر مورد تمسخر رسانه ها و مردم جهان قرار گرفت. هنگام سخنرانی احمدی نژاد بسیاری از مقامات کشورهای غربی، سالن را به نشانه اعتراض ترک نمودند.

احمدی نژاد همراه با هیاتی عریض و طویل در کنفرانسی که جایگاه وزاری خارجه و معاوان آنها بود شرکت کرد تا با چنین سخنرانیهایی توخالی در رسانه های جهان مطرح شود.

او می کوشد تا بحران داخلی را به خارج از مرزهای ایران بکشاند. وی با سخنرانیهای جنجال برانگیر و ضد امریکایی می خواهد خود را رهبر مخالفان وضع موجود نشان دهد. جنبش ضد دیکتاتوری و حرکتهای اعتراضی و دلیرانه معلمان، کارکران،دانشجویان و زنان، توخالی بودن شعارهای این عوام فریب را بر ملا کرده و او را تبدیل به چهره منفور جهانی نموده اند.

سازمان گزارشگران بدون مرز به مناسبت روز جهانی مطبوعات، نام علی خامنه ای و احمدی نژاد را در راس دشمنان آزادی مطبوعات اعلام کرد.

دوشنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۸۹

رئيسجمهور برگزيده مقاومت از همبستگى و قيام كارگران، معلمان، دانشجويان و همه جوانان بپاخاسته تقدير كرد

رئيسجمهور برگزيده مقاومت از همبستگى و قيام كارگران، معلمان، دانشجويان و همه جوانان بپاخاسته تقدير كرد

مريم رجوي رييسجمهور برگزيده مقاومت ايران
مريم رجوي رييسجمهور برگزيده مقاومت ايران

با تقدير از همبستگى و قيام كارگران، معلمان، دانشجويان و همه جوانان بپاخاسته و اشرفنشان ايران كه در روز جهانى كارگر عليه ديكتاتورى آخوندى بپاخاستند.

شعلههاى قيام و تظاهرات و اعتراضات ضدحكومتى با «شعارهاى مرگ به خامنهاى – مرگ برديكتاتور»، تمهيدات سركربگرانه حكومت آخوندى را براى ممانعت از هرگونه تظاهرات در روز جهانى كارگر را درهم شكست و فرياد آزادىخواهى وايستادگى كارگران و زحمتكشان ايران براى احقاق حقوق به يغمارفتهشان، در نقاط مختلف تهران بزرگ و در ديگر شهرهاى ميهن طنين افكند.

ديكتاتورى هراسان آخوندها در سلسله اقدام‌هاى فشرده خود براى پيشگيرى يا مقابله با خيزشهاى اعتراضى روزجهانى كارگر، بيشترين تمهيدات و طرحها و حداكثر نيروى سركوبگر خود را به ميدان آورده بود.
براى تشديد كنترل و خفه كردن هرگونه صداى اعتراض، حكومت آخوندى بساط تظاهرات فرمايشى و نمايشى سالانهاش درخيابانها را به كلى برچيده بود. درعوض، تنها در تهران دست كم پانزدههزار مأمور از نيروى انتظامى، يگانهاى ضدشورش، نيروهاى بسيج سپاه ضدمحمد و سازمان بسيج و مزدوران لباس شخصى و اطلاعاتى را بهكار گرفت.

اما تظاهرات و طنين شعارهاى قيام سراسرى در روزجهانى كارگر، هم در نقاط مختلف تهران و هم درديگر شهرهاى ايران، بارديگرنشان داد كه نه سركوب وحشيانه ولىفقيه ارتجاع و باند غالب حكومت و نه نغمههاى سازش و تسليم طلبى، هرگز نمىتواند اوضاع را به گذشته برگرداند و طلسم درهم شكسته ولايت منفور و چپاولگر را ترميم كند.

كارگران و زحمتكشان بهپاخاسته ايران، باخروش «هرروز روزكارگره ـ خامنهاى ستمگره» نشان دادند كه مردم ايران به ويژه محرومان و ستمديدگان براى به زيركشيدن رژيم جبار و چپاولگر ولايتفقيه عزم جزم دارند و تا نيل به آزادى و حاكميت مردم، از پا نمىنشينند. جامعه ايران با تمام اقشار و طبقات خود درجبهه فراگير همبستگى ملى براى به زيركشيدن استبداد خونريز مذهبى قيام كرده است.

روز کارگر کیهان باز هم دروغ گفت


دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 - 3 می 2010

اول ماه مه کلن – آلمان در همبستگی با جنبش بیشماران (گزارش و آلبوم عکس)

روز جهانی کارگر دویسبورگ - آلمان (گزارش و آلبوم عکس)

بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

به مناسبت اول ماه مه، روز همبستگي جهاني كارگران

جنبش توانمند کارگری در سالی که گذشت

مصاحبه مریم افشاری با آقای علی رضا بیانی، شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری

نبرد خلق به صورت یک فایل پ د اف

فراسوی خبر... 13 اردیبهشت

روز کارگر کیهان باز هم دروغ گفت

لیلا جدیدی

میلیونها نفر در سراسر جهان روز جهانی کارگر را در راهپیماییها و تظاهرات متعددی با مطرح کردن خواسته های به حق خود برگزار کردند. بحران جهانی سرمایه داری که بیشترین بار آن بر دوش زحمتکشان جهان سنگینی می کند، نقطه مشترک اعتراضهای این روز بود. اکنون بیش از هر زمانی نبرد بین نیروهای کار و سرمایه حاد تر شده است. کارگران و مزد بگیران جهان در اعتراضهای خود در کشورهایی مانند ترکیه، یونان، روسیه، کوبا، فرانسه، آلمان، انگلیس و در کشورهای آسیایی و غیره در عین آنکه نقاط مشترکی با کارگران ایرانی داشتند اما بدون شک از برخی جهات دیگر در شرایط متفاوتی بسر می برند.

در ایران، حکومت ولایت فقیه دارای اقتصاد ورشکسته ای است که نتیجه چپاولگری و غارتگری مزدوران و وابستگان به حکومت می باشد اما مهمتر آنکه، زحمتکشان ایرانی در شرایط اختناق و سرکوب شدید بسر می برند. رژیم از روزها پیش برای جلوگیری از برگزاری مراسم روز کارگر، نیروهای سرکوبگر خود را بسیج کرده بود، به صورتی که تهران و دیگر شهرهای بزرگ با استقرار نیروهای امنیتی و نظامی و لباس شخصهای مزدور رژیم در جو سنگین "امنیتی" قرار گرفته بود. این ماموران به ضرب و شتم و دستگیری شرکت کنندگان در تجمعات دست می زدند. فشار بر فعالان کارگری در آستانه این روز افزایش یافته و بسیاری از آنان مورد تعقیب امنیتی و قضایی قرار گرفته و به آنها احضاریه دادگاهی داده شده بود.

در خاتمه این روز، روزنامه حکومتی کیهان، ارگان بازجوهای تحت امر خامنه ای ادعا کرد که تهران در این روز در " آرامش کامل" بود و حتی "از روزهای دیگر آرام تر"!

بر خلاف این دروغ و برخورد جنون آمیز رژیم در ایجاد جو خفقان، کارگران و زحمتکشان که از جانب جنبش دانشجویی حمایت می شدند بیکار ننشستند. آنها بالاتر از سطحی که شرایط اجازه می داد، دست به اعتراض زدند. آنها به سیاستهای خصوصی سازی و غارتگری رژیم مدافع سرمایه داری و چپاول حکومتی اعتراض کردند. از میان شعارهای داده شده، شعاری از جانب کارگران مجتمع صنعتی گوشت فارس بود که کنایه می زد: "کارگر، روز بیکاریت مبارک!" آنها همچنین با نوشتن این جمله بر پلاکارد: "تا حق خود را نگیریم از پا نمی نشینیم"، ادامه مبارزه خود را گوشزد کردند.

از سوی دیگر، ایرانیان تبعیدی در خارج از مرز با راهپیماییها و حمل عکسها و پلاکاردها و نمایش فیلم به کوشندگان کارگری و حقوق بشری میهن پیوسته و موقعیت کارگران ایرانی و فعالیت در جو اختناق تحت حاکمیت ولایت فقیه را به میان افکار عمومی کشورهای میزبان بردند.

روز اول ماه روزی جهانی است. آگاهی به شرایط خفقان آور کارگران ایران، افشای اراجیف و دروغهای رژیم و حمایت از زحمتکشان ایرانی نیز می بایست جهانی شود.

یکشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۹

شنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۸۹

Reminder: Mo Tahani invited you to join Facebook...

facebook
Hi Mo.tahani.iranzaminman,
The following person invited you to be their friend on Facebook:
Mo TahaniMo Tahani
Invite sent:
Apr 15, 2010
 

Facebook is a great place to keep in touch with friends, post photos, videos and create events. But first you need to join! Sign up today to create a profile and connect with the people you know.
Thanks,
The Facebook Team

Already have an account? Add this email address to your account here.
Facebook is free and anyone can join.
Sign Up
This message was intended for mo.tahani.iranzaminman@blogger.com. If you do not wish to receive this type of email from Facebook in the future, please click here to unsubscribe.
Facebook's offices are located at 1601 S. California Ave., Palo Alto, CA 94304.

تهنيت روز كارگر به كارگران و زحمتكشان قيام فراخوان به خيزش و اعتراض

تهنيت روز كارگر به كارگران و زحمتكشان قيام
فراخوان به خيزش و اعتراض
در آستانه 30خرداد و سالروز قيام سراسرى از 20 تا 30خرداد 1389


مسعود رجوي - رهبر مقاومت ايران
مسعود رجوي - رهبر مقاومت ايران

درود و تهنيت به كارگران و زحمتكشان بهپاخاسته ايران در آستانه روز جهانى كارگر،
سلام و درود به كارگران و زحمتكشان قيام، به‌ويژه دانشجويان و جوانان مبارز و مجاهدى كه در اين هفته براى احقاق حقوق كارگران در پاسخ به فراخوان سازمان مجاهدين خلق ايران در همه جا بجانفشانى پرداختهاند،
سخن گفتن از ستم و سركوب و سبعيت، هم‌چنان‌كه روايت چپاول و يغما در رژيم ولايت تازگى ندارد.

اكنون در مرحله پايانى عمر اين رژيم و جنگ گرگها با يكديگر، خود آنها، هر آن‌چه را كه ساليان درباره غارت دسترنج كارگران و لگدمال كردن حقوق مستضعفان مىگفتيم، برملا مىكنند. اين هم از علايم پايانى است.
آنچه تازگى دارد و اكنون همه به چشم مىبينند، در هم شكستن درمانناپذير طلسم ولايت و امواج بىوقفه حركت و خيزش و مرحله ريزش و اضمحلال و سرنگونى اين نظام نامشروع و ضدمردمى است.

آنچه تازگى دارد اجماع جهانى در مورد بىثباتى و شكنندگى رژيمى است كه از مدتها پيش به تاريخ ايران اضافه تحميل شده است. تا ديروز تنها مقاومت ايران بود كه از شرايط عينى و مرحله ريزش و اضمحلال و دوران پايانى سخن مى‌گفت اما امروز اين يك گواهى بينالمللى است.
به جد مى‌گويم اگر قيامى كه از يكسال پيش در جريان انتخابات رياست جمهورى رژيم آغاز شد از يك هدايت و رهبرى ذيصلاح ملّى و به‌ دور از سازش و تسليمطلبى و به‌‌دور از آلودگى ارتجاعى به خمينى و ولايتفقيه، برخوردار بود، امروز وضعيت به‌كلى متفاوت بود.

اما به گفته قرآن، ملتها، خود احوال خويش را تغيير مى‌دهند.
كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. يعنى كه بايد خود به‌پا خيزيم و وضعيت و موقعيت و حاكميت را تغيير بدهيم و بهاى آن را هم به تمام و كمال بپردازيم. با رود خروشان خون شهيدان و درد و رنج اسيران و با رزم جانان در نبرد آزادىبخش…
پس بر كارگران و زحمتكشان قيام است كه نقش و مسئوليت خود را دريابند، از گرگهاى عمامهدار كه اكنون در مرحله پايانى به گرگهاى كاغذى تبديل شدهاند، و از مزدوران آنها نهراسند، اشرفنشان ايستادگى پيشه كنند و بهجاى پشت كردن، به دشمن «بيا، بيا» بگويند.

×××

جاى خوشوقتى است كه آقاى عزت الله سحابى هم به گفته خودش «در سنين آخر عمر» به برخى حقايق چشم گشوده و اكنون توان ملى كشور را «به سان قالبى يخ در دست دولت بىكفايت در حال ذوب شدن» مىبيند. او هم‌چنين از «غم جانكاه ديگرى» سخن مى‌گويد كه «در خيابانها و زندانها بر فرزندان حق‌گو و حق‌طلب اين آب و خاک گذشته است». از آنچه در زندانهاى ولى امر مسلمين جهان! بر دختران وزنان زندانى مىگذرد. با «بازجويى مضاعف و مکرر و برخوردهاى مملو از توهين و افترا» براى اين‌كه «روحيه‌شان را بشکنند و پشت سرشان جهنمى بسازند که ديگر هيچ وقت هوس بازگشت به آن را نکنند».

مهندس سحابى سه هفته قبل نوشت: «اين برخوردها تا آن حد بوده است که برخى از اين بانوان از خدا طلب مرگ کرده‌اند… من نمى‌دانم بر حاکمان ما چه رفته است که براى حفظ قدرت دو روزه دنيايى اين طور قيد هرگونه اخلاق و مذهب را زده‌اند و از هر روش وابزارى براى ادامه قدرت خود استفاده مى‌کنند… ، وقيحانه‌ترين کلمات را براى بانوان به کار مى‌برند و اعترافات دروغ از آنها مى‌خواهند. وا اسفا «دروغ» که در فرهنگ ملى و مذهبى ما بزرگ‌ترين گناه است، امروزه به سنت غالب زمانه تبديل شده، دولتمردان با لاف و گزاف به راحتى به مردم دروغ مى‌گويند و خيالات واهى داخلى و بين‌المللى‌شان را صبح و شب با تکرار و تکرار مى‌خواهند به خورد مردم فهيم اين مملکت بدهند… متأسفانه هم‌چنان در زندانها مى‌خواهند زندانيان زن و مرد را به دروغ‌گويى وادارند والا يا تبعيد مى‌شوند و يا زير فشارهاى مضاعف مى‌روند».

سحابى مىافزايد: «خدايا تو شاهدى وعده‌يى که انقلاب به ملت ما مى‌داد حکومت عدل على‌وار بود… در حالى که آنچه حاکميت ما به نام دين على انجام مى‌دهد، آسان‌گيرى و گذشت از هر فساد و تباهى سياسى و اقتصادى و قتل و غارتى است که بعضى از خوديها در بانک و شرکت و بازار و يا کوى دانشگاه و زندان اوين و کهريزک انجام مى‌دهند و سخت‌گيرى و فشار، آن هم با به کارگيرى انواع فشار‌ها عليه زنان و مردان دست‌بسته و چشم‌بسته و بى‌گناهى است که اهداف و آمال و وعده‌هاى همان انقلاب را مطالبه مى‌کنند. اى خداى بزرگ، اى تغيير دهنده قلبها و فکرها، يا حال و روز ما را دگرگون کن يا مرگ مرا برسان».

حالا جالبتر اين‌كه سحابى رنجنامه 21فروردين 1389 خود را به‌درستى با بخشى از آيه 75 سوره نساء به‌پايان مىبرد كه كامل آن به قرار زير است و آقاى سحابى خوب مى‌داند كه مجاهدين در برابر شاه و شيخ از همين جا آغاز كردند:
وَمَا لَكم لاَ تقَاتلونَ فى سَبيل اللّه وَالمستَضعَفينَ منَ الرّجَال وَالنّسَاء وَالولدَان الَّذينَ يَقولونَ رَبَّنَا أَخرجنَا من هَذه القَريَه الظَّالم أَهلهَا وَاجعَل لَّنَا من لَّدنكَ وَليًّا وَاجعَل لَّنَا من لَّدنكَ نَصيرًا
و شما را چه مى‌شود كه در راه خدا و مردان و زنان و كودكان مستضعف به نبرد و پيكار بر نمىخيزيد؛ آنان كه زبان حالشان اين است كه بار خدايا ما را از اين ديار ستمگران خارج كن و از جانب خودت براى ما راهبرى و ياورى قرار بده.

×××

وضعيت رژيم غاصب و نامشروع ولايتفقيه به آن‌جا رسيده كه آخوند محمد يزدى كه يك دهه سردژخيم و رئيس قضائيه خامنهاى بود و هنوز هم براى خامنهاى سينه مىزند و تيغ مىكشد، مى‌گويد كه در داخل رژيم «برخى به منظور تضعيف جايگاه رهبرى قصد محدود كردن اختيارات ايشان را دارند».
آخوند مزبور كه رياست دبيرخانه خبرگان ارتجاع و رياست جامعه مدرسين قم را بر عهده دارد، 10روز پيش آشكارا اعلام كرد: «اصطلاحاتى نظير فتواى شورايى، اجتهاد شورايى، حق حاكميت، سازمانهاى بين‌المللى و حقوقبشر از جمله كلماتى هستند كه بر اساس آن عدهيى براى محدود كردن اختيارات رهبرى از آنها استفاده مى‌كنند. آنها مى‌گويند براى كار ولى امر بايد مدت زمان تعيين كرد يا مجلس خبرگان مدت زمان هريك از رهبران را تعيين نمايد».

بله، اينها همان علايم دوران پايانى و نشانههاى غيرقابل انكار در هم شكستن هيمنه و طلسم ولايت است. به همين خاطر، شيخ محمد يزدى هشدار داد: «همگان بايد توجه داشته باشند كه فقط نظر رهبرى ملاك است و بايد آن را مد نظر قرار دهند و فريب اين افراد را نخورند».

×××

در آستانه تصويب قطعنامه تحريم در شوراى امنيت مللمتحد عليه ديكتاتورى آخوندى معاون وزارتخارجه آمريكا از تحريمهاى «حيرت آور» سخن گفت. اخطارهاى آمريكا و جامعه بينالمللى به رژيم در مقوله هستهاى و بمب اتمى، سراپاى رژيم را به لرزه در آورده است. ترس و وحشت از آينده را به وضوح مىتوان از حرفهاى خامنهاى و احمدىنژاد دريافت. ولىفقيه فرتوت برون رفت را در افزايش فشار و سركوب در اشرف از يك سو، و مصادره بىدنده و ترمز انتخابات عراق با همان الگوى احمدىنژادى از سوى ديگر، يافته است. بگذريم كه بالمآل، بر سر خودش خراب خواهد شد.

در چنين شرايطى موسوى و كروبى هم، با موقعيت شناسى، فرصت را براى درخواست اجازه تظاهرات در سالگرد انتخابات رياست جمهورى رژيم مغتنم ديدهاند ما از آن بسيار استقبال مى‌كنيم و باند غالب را به جد به مراعات حقوق و سهميه و درخواست آنها در چارچوب همين نظام فرا مى‌خوانيم و بر ضرورت حفاظت و حراست از آنان در همين رژيم تأكيد مى‌كنيم.

-هر چند كه آقاى موسوى اشتباه محاسبه دارد و مى‌خواهد تحت عنوان «نخست وزير امام» هنوز نان بيات دوران سياه خمينى را در تنور ولايت گرم و قابل خوردن كند.

-هر چند كماكان خود را به استخوانهاى قربانيان جنگ ضد ميهنى آويخته و مى‌خواهد پتو پيچ كردن 450هزار دانش آموز با شعار «فتح قدس از طريق كربلا» و «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» را «دفاع مقدس» جلوه بدهد.

- هر چند به عمد فراموش كرده است كه اغلب سران رژيم از قبيل رفسنجانى در بحثهاى كشاف «6+2»، اذعان كردهاند كه دست كم 6سال ادامه جنگ، بيهوده و براى هيچ بوده و فقط خمينى بر آن اصرار داشته است.

- هر چند كه بسيار بسيار، نگران روى آوردن جوانان به اقدامات خشن عليه رژيم است، و مكرر در مكرر، خاطرنشان مى‌كند «راهحلهاى اسلامى مسالمتآميز خداى ناكرده در اين جريانات فراموش نشود و جوانان هرگز به راهحلهاى خشن روى نياورند» و «بايد مراقب باشيم اتفاق نيفتد».

- هر چند كه از كيسه ملت ايران حاتم بخشى مى‌كند و مى‌گويد «حكومت مال همان كسانى باشد كه الان هست اما اين معيارهايى كه مطابق اسلام و فطرت است رعايت كنند». (آخر ذات نايافته از هستى بخش، كى تواند كه شود هستى بخش!).

آقاى موسوى سخاوتمندانه و مثل هميشه، قيمت حفظ خود در چارچوب ولايتفقيه را با پنجه كشيدن به روى مجاهدين مىپردازد؛ با پايبندى به مهمترين خط قرمز ولايتفقيه عليه نيروى خواهان سرنگونى رژيم، به خامنهاى لبيك مى‌گويد و مىفرمايد: «منافقين با اين جنايتهايى که در داخل کشور داشتهاند، با اين همکارىهايى که با صدام داشتند مردهيى شده بودند که ننگ ابدى بر پيشانى آنها مانده است».
آن‌گاه با هشدارى مشفقانه، از موضع دايه مهربانتر از مادر براى نظام ولايت. به ولىفقيه قاتل و باطل اندرز مى‌دهد: «شما وقتى فرزندان اين ملت که دو سه ميليونشان در يک روز يک خيابان را پر مىکنند به منافقين نسبت مىدهيد، آيا شما منافقين را تضعيف مىکنيد؟ يا نفاق را تقويت مىکنيد؟». «اين تقويت محارب و منافق است».

در اين‌جا هم اشتباه محاسبه دارد و گمان مىكند باند غالب كه او را اين چنين به تسليم و كرنش واداشته و به قول خودش «از كشتى نظام پياده» كرده است، منافع خود را نمىفهمد و گوئيا كه نيازمند رهنمودها و نصايح اوست! (اين‌جاست كه بايد گفت: كَل اگر طبيب بودى… ، ).

تا آن‌جا كه به ما مربوط مىشودبه آقاى موسوى مى‌گوييم براى حفظ خويشتن، تا هر كجا كه مى‌خواهد مى‌تواند به مجاهدين و به تمامى مقاومت ايران «بى دنده و ترمز» بتازد و در اين زمينه براى باند غالب كاسه داغتر از آش هم بشود!

اما «نخست وزير امام» دچار اشتباه محاسبه اساسى است. اودر گذشته سير مىكند. گمان مى‌كند در شرايطى كه در عراق شكنجهگاههاى مخفى مالكى يكى پس از ديگرى برملا مى‌شود؛ در شرايطى كه اشتباه استراتژيكى آمريكا در حمله به عراق بر همگان روشن شده و سياستمداران آمريكايى از جمله رئيسجمهور كنونى اين كشور هم به آن اذعان مىكنند؛ و در شرايطى كه دنيا به چشم مىبيند كه «ريشهكنى بعث» چماق رژيم ايران براى بلعيدن عراق است؛ كماكان مى‌توان در تنور جنگ غيرعادلانه و ضدميهنى، نان «دفاع مقدس» پخت و در عين حال ماجراى ايران گيت و دريافت كلت و كيك از «استكبار جهانى» و دريافت سلاح از اسرائيل را كه ايشان شخصاً دستاندركار بودند، به باد فراموشى سپرد. خمينى و خامنهاى و موسوى در همان زمان مجاهدين و مقاومت ايران را به «استكبار جهانى» و «صهيونيسم بينالملل» نسبت مىدادند.

آقاى منتظرى پس از آتشبس تحميلى، درباره همين جنگ ضد ميهنى گفت:
«بايد حساب کنيم در ظرف اين ده سال… آيا جنگ را خوب طى کرديم يا نه؟ …
چقدر نيرو از ايران و از دست ما رفت، و چقدر جوانهائى از دست داديم که هر کدام يک دنيا ارزش داشتند و چه شهرهايى از ما خراب شد.
بايد اينها بررسى شود و ببينيم اگر اشتباهى کردهايم، اينها توبه دارد، و اقلا متنبه شويم که بعدا تکرار نکنيم. چقدر در اين مدت شعارهايى داديم که غلط بود و خيلى از آنها ما را در دنيا منزوى کرد و مردم دنيا را به ما بدبين کرد و هيچ لزومى هم براى اين شعارها نداشتيم.
اينها راه عاقلانهترى داشته و ما سرمان را پايين انداختيم و گفتيم همين است که ما مىگوييم بعد هم فهميديم که اشتباه کردهايم.
بايد بفهميم که اشتباه کردهايم و بعد بگوييم: خدايا، و اى ملت ايران، ما اين‌جا اشتباه کردهايم…
ما در جنگ خيلى اشتباه کرديم و خيلى جاها لجبازى کرديم و شعارهايى داديم که مىدانستيم نمىتوانيم آن‌را انجام دهيم» (کيهان- 23/11/ 1367).

×××

موسوى البته اين را درست مى‌گويد كه در سركوب پاكترين و فداكارترين و آگاهترين فرزندان رشيد اين ميهن تحت عنوان «منافق»، چه قبل از قتلعام زندانيان سياسى و چه در اثناى آن، چيزى كم نگذاشته است. اگر اين «افتخار ابدى» است ارزانى ايشان باد و ما را تا به ابد همان آلوده نشدن به عباى چركين و ننگين ولايت و مقاومت تمامعيار در برابرآن كفايت است. از اصرار و الحاح او براى «تضعيف منافقين» هم باكى نيست و قبلاً آزمودهايم به‌خصوص كه باند غالب در اين زمينه چيزى كم ندارد كه نيازمند راهنمايى او باشد.

به عكس، امروز صورت مسأله ما اين است كه چگونه مى‌توان همين موسوى و كروبى را در برابر باند غالب و همين خامنه اى و احمدىنژاد تقويت كرد. چگونه مى‌توان از يك سو باند غالب را به مراعات حقوق و حفاظت اينان در چارچوب همين نظام ننگين و نامشروع وادار نمود و از سوى ديگر چگونه مى‌توان موسوى را به جلو و اندكى ايستادگى بيشتر و جدىتر هل داد. مهمتر اين‌كه چگونه مى‌توان بساط ولايت مطلقه استبدادى را از بيخ و بن برانداخت و حاكميت مردم ايران را جايگزين حاكميت رجالگان و سفلگان عمامهدار نمود.

روزگارى مدعى حكومت الهى و دينى بودند. كار به آن‌جا رسيده است كه از عزت سحابى تا ژنرال آمريكايى (پترائوس) و مسلمان و مسيحى و كليمى هر يك به زبانى، فرياد برداشتهاند كه اين، نه حكومت دينى، بلكه حكومت اراذل و اوباش واقعى است.

به همين خاطر است كه از دعوت موسوى و كروبى براى تظاهرات در 22خرداد به غايت استقبال مى‌كنيم. جسارتاً ، نه فقط آن «دو سه ميليون جوان» مورد اشاره آقاى موسوى، بلكه تمام ملت ايران را هم با استدعا و خضوع فرا مى‌خوانيم، همان‌طور كه آقاى موسوى خواسته است در تظاهرات شركت كنند. خواسته ما فقط يك چيز است: آزادى بيان در شعار «مرگ بر اصل ولايتفقيه» در هر زمان و در هر مكان…
به شرط اين‌كه آقاى موسوى، با مجوّز يا بدون صدور مجوز از سوى باند غالب، از انجام تظاهرات به هيچ بهانهيى كوتاه نيايد. در برابر توپ و تشر ولىفقيه فرتوت، عقب ننشيند و رنگ نبازد تا 22بهمن تكرار نشود.

در اين‌صورت «خداى ناكرده» همين جوانان «محارب» قيل و قال راه مىاندازند كه:
«كشته نداديم كه سازش كنيم
رهبر قاتل رو ستايش كنيم».
بعدش هم «خداى ناكرده» خواهند گفت نقش موسوى خشكاندن و به عقب بردن جنبش و جوانان و مردمى است كه قصد دارند در خرداد ماه امسال خاطره سهرابها و نداها را زنده كنند. از اين‌رو آقاى موسوى مجدداً نبايد به بهانه اين‌كه اهل خشونت نيستند، ميدان را به سود خامنهاى و رئيسجمهور قلابى او خالى كند.

يادتان هست حتى كروبى هم درمناظره تلويزيونى 18خرداد سال گذشته از همين بيم داشت و مى‌گفت: «مى گويم والله بالله اگر مهندس موسوى فردا بگويد من نيستم به ضرر است. بايد هم بمانيم هر دويمان هم بايد بمانيم هرچى هم از تويش درآمد اما آقاى مهندس موسوى آيا خودش را براى آن دشواريها و مشكلات كاملاًًًًًًًً آماده كرده كه معلوم نيست بسرمان مىآيد و ادامه راه اصلاحات را».

×××

در پايان همين پيام، براى تضمين اين كه آقاى موسوى در تظاهرات اعلام شده 22خرداد دچار سستى و فتور نشود، من خواهم گفت كه چه بايد كرد. اما قبل از آن، از ذكر يك نكته مثبت و قابل توجه در رويكرد كروبى و موسوى با خاتمى نبايد فروگذار كرد.

سركرده پيشين سپاه پاسداران (سبزوار رضايى) خبر داده است: «در پى دعوت اخير مجمع روحانيان مبارز از كروبى و موسوى براى شركت در جلسه مجمع و بيان ديدگاه هايشان، شيخ اصلاحات به تندى به اين دعوت پاسخ داده است. وى ضمن رد اين دعوت، گفته است كه: ”اگر از تشنگى در حال مردن باشم و زنده ماندنم جز با گرفتن جرعه آبى از خويينيها و خاتمى ميسر نباشد، آن جرعه آب را هم نخواهم خواست!“ »
كروبى هم‌چنين از «فرصتطلبى و معاملهگرى خاتمى نيز گله مىكند». از طرف ديگر «موسوى هم در پاسخ به اين دعوت، ضمن رد آن، ابراز مىدارد كه: مواضع من روشن است، نيازى به بيان آن در جلسه نيست؛ من از آقاى خاتمى گله دارم؛ مجمع بيانيه مىدهد اما يك بار و يك جا نامى از جنبش سبز نمىآورد».

نمى‌دانم كه اين خبر چه اندازه درست است. اما اگر صحت داشته باشد شايان تقدير است كه موسوى و كروبى سرانجام دست خاتمى را خوانده و از او به همين ميزان فاصله گرفتهاند. هشيار باشيد كه خاتمى به طمع رياست جمهورى در دور بعدى، تنها يك شياد و نفوذى خامنهاى براى توبه و تسليم و تخطئه و تخريب شمايان است.

×××

در آستانه 30خرداد 1389 كه سرآغاز سى امين سال مقاومت آزادىبخش با فاشيسم دينى و رژيم غاصب ولايتفقيه است، جوانان، دانشجويان، كارگران و زحمتكشان و زنان و مردان «محارب» با نظام ننگين ولايتفقيه و همه نيروهاى انقلاب دموكراتيك مردم ايران را فرا مىخوانم از بيستم تا سىام خرداد امسال، به‌پا خيزند و براى تداوم و تضمين قيام سراسرى، تا آن‌جا كه در توان و امكان دارند، شعلههاى اعتراض و قيام و مقاومت آزادىبخش عليه ديكتاتورى را در سراسر ميهن اشغال شده برافروزند.


مرگ بر اصل ولايتفقيه
سلام بر خلق- سلام بر آزادى
رود خروشان خون شهيدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادى مردم ايران
ضامن پيروزى محتوم خلق ماست.
مسعود رجوى
7ارديبهشت 1389

روز کارگر، نُقطه وصل جزیره های اعتراض


شنبه 11 اردیبهشت 1389 - 1 می 2010

بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

به مناسبت اول ماه مه، روز همبستگي جهاني كارگران

جنبش توانمند کارگری در سالی که گذشت

مصاحبه مریم افشاری با آقای علی رضا بیانی، شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری

نبرد خلق به صورت یک فایل پ د اف

فراسوی خبر... 11 اردیبهشت

روز کارگر، نُقطه وصل جزیره های اعتراض

منصور امان

در میان موجی از پُشتیبانی و اعلام همبستگی اقشار دیگر اجتماعی و نیز بر نوک توجه همگانی، امروز جلو داران سیل مُعترض کار و معیشت در سراسر کشور، در هر جا که بتوانند، آرایش خواهند گرفت تا وضعیت فوق العاده ای که ولی فقیه و باند او تحت آن حُکومت می کُنند را به گونه خطرناکی عُمق ببخشند.

امروز وقتی کارگران برای اعتراض به وضعیت کار و زیست و بیان مُطالبات شان به خیابان می روند یا تجمُع می کُنند، حُکومتی را در برابر خود خواهند یافت که نه برای دور کردن مُقتدرانه آنها از "سُفره نفت" بلکه، به قصد زبونانه ی دفاع از "خیمه نظام" به میدان آمده است.

امروز و اینک هر مُطالبه برآورده نشده صنفی، هر ریالی که از کف مُزدبگیران ربوده می شود، آماج اعتراضی که برمی انگیزد را در خود نهُفته دارد. جُنبش اجتماعی در جریان مُبارزه پُر شور خود در ماه های اخیر، نظام استبدادی – مذهبی و نماد آن، شخص خامنه ای را به مثابه سرچشمه ی بیداد نشان کرده و سدهای سیاسی و تابوهای ساختگی و ریاکارانه برای جلوگیری از انگُشت نهادن بر زخم را بی پروا به کنار زده است.

آقای خامنه ای و حُکومت اش به مُخاطب اصلی خواسته هایی که طبقه کارگر و مُزدبگیر مطرح می کُند، تبدیل شُده اند. به لُطف لگد مال شُدن بر کف خیابان، ولی فقیه و شُرکا نه اشباحی با حُضور نامحسوس بر فراز ستم اقتصادی، بر فراز گُرسنگی و بیکاری که تجسُم زنده آن انگاشته می شوند. از این رو نه فقط امروز، 11 اردیبهشت که آقای خامنه ای گردهماییهای کارگران را ممنوع اعلام کرده است بلکه، او هیچ زمان دیگری هم به حال خود مُفید نمی داند که کارگران دست بر چراغ خواسته های خود بمالند و جن ولی فقیه را حاضر کنند.

شدت هراس حُکومت از این امر هنگامی بهتر آشکار می شود که به جمع شدن بساط یک دُکاندار همیشگی در سر فصلهای کارگری و انتقال آن به پُشت جبهه توجُه گردد. در سال جاری، حُکومت از خدمات تشکُل دست ساز خود به نام "خانه کارگر" که از آن برای خاک پاشی به چشم کارگران، دادن پُز بین المللی و محملی برای سرکوب تشکُلهای مُستقل کارگری استفاده می کرد، چشم پوشی کرده است. حُکومت با این اقدام اعتراف کرده است که زیر فشار انرژی مُتراکم شده اعتراضی، سوپاپ اطمینان سُنتی آن برای کانالیزه کردن حرکت کارگران به کُلی بی خاصیت شده است.

اما مُهمترین و پُر دامنه ترین دستاورد 11 اُردیبهشت 89، به جریان اُفتادن عملی پروسه جوش خوردن جزیره های اعتراض در جامعه به یکدیگر است. تمرکُز ذهنی کوشندگان جُنبش اجتماعی به این مُهم، می تواند نشانه اُمید بخشی از درک ضرورت آن در گُسترش مُبارزه انگاشته شود.